حرف های نگفته، بدترین دردهاست

حرف های نگفته، بدترین دردهاست
تمام "دوستت دارم" هایی که نگفتیم.. تمام "بودنم به بودنت وصل است" ها.. تمام "نباشی نیستم" ها..
تمام "نرو ، بمان" هایی که دلمان پر میکشید بگوییم و نگفتیم..
همه ی این کلمات و پیچ و خم های دردناکش گلویمان را خراشید،
دلمان را سوزاند... اما نگفتیم!
نگفتیم و گذاشتیم این دل، تنگنای بودنمان شود و هر روز تنگ تر..
انقدر تنگ که با اولین قطره ی باران، او هم سر سودایی گرفت
دیدگاه ها (۱)

انبوهی از این بعدازظهرهای جمعه رابیاد دارم که در غروب آنهادر...

پاییز یهو میاد، تو یه روز، مثل بهار و بقیه..صبح زود بیدار می...

تو،در راهی..میدانم

پاییز منرفته ست و من حالا.چیزیشبیه یک زمستانم.هی می‌دومسمت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط