دلم تنگ شده برات؛

دلم تنگ شده برات؛
دارم به یه چیزایی حسودی میکنم که
فکرشم نمیکنی ..
به انگشترت که همیشه انگشتتو بغل کرده،
به گیره ی سرت که موهاتو محکم چسبیده،
به لوازم آرایشت که میبوستت،
به عطری که میشینه روو لباست،
به بندِ کفشت که بعضی وقتا دستشو میگیری،
به گردنبندت که نزدیکه قلبته ..
دلم تنگ شده برات؛
نمیدونم این چیزا برات پیش اومده یا نه،
اما دلتنگی هی سینه‌تو فشار میده،
نفستو تنگ میکنه و مجبورت میکنه
یه چیزایی بگی که حتی خیلیا بهش بخندن؛
دل تنگی یوقتا حتی گدات میکنه،
مثل همین حرفا که مثل یه دست
جلوت دراز شدنو داد میزنن :
"دارم میمیرم دیوونه؛ نمیای؟!"
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

رمان: رفتار سرد

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

intertwined fate of two enemies-part 19

اسیر مافیاپارت ⁵ویو مین یونگیتلفنم‌رو جواب دادم بهم خبر دادن...

My lovely neighbor part : 72

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

فیک تهیونگ

دلم برات تنگ شده . انقدر دلم برات تنگ شده که دارم میمیرم .هز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط