آیینه ها دچار فراموشی اند

آیینه ها دچار فراموشی اند

و نام تو

ورد زبان کوچه خاموشی

امشب

تکلیف پنجره

بی چشم های باز تو روشن نیست!

.

.
دیدگاه ها (۲)

نبود توقصه نیستحقیقت پاییز استدر حسرت و آهنبود توتراژدی گام ...

چشمهایم باور نمی کنند آنچه را که می بینند بوی خاک بلند می شو...

احمق هایی که جنگ میکننددوستت دارم رابلد نیستند...یا شایدحوال...

بوی صبح می‌دهی،و گنجشک‌هادر خنده‌هایت پرواز می‌کنند.حسودی‌ام...

قلب آیینه شکسته

خبر های خوبی راجب پنجره می‌رسد و احتمال اینکه پنجره باز بشه ...

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط