سفر مرا به زمین های

سفر مرا به زمین های
استوایی برد
و زیر سایهٔ
آن بانیان سبز تنومند،
چه خوب یادم هست
عبارتی که
به ییلاق ذهن وارد شد!
وسیع باش،و تنها،
و سر به زیر،و سخت!

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۱)

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می‌داشتتا به جانش می‌خواندینام کوچک...

مرگ را پروای آن نیستکه به انگیزه‌ای اندیشد زندگی را فرصتی آن...

آمدم تا به تو آویزملیک دیدم که تو آن شاخه ی بی برگیوه چه شیر...

همه لرزشِ دست و دلم از آن بودکه عشقپناهی گرددپروازی نهگریزگا...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۴‌آنیا لرزش دست‌هایش...

از پنجره به بیرون نگاه میکردم. جاده های پرپیچ و خم و رنگارنگ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط