#مافیای زورگو🖤
#مافیای زورگو🖤
#پارت:۳
ویو ات صبح
از خواب بیدار شدم دیدم بغل جیمین لخت خوابم،از خجالت یه جیغ کوتاهی کشیدم که دیدم جیمین بیدارشد.
ویو جیمین
خواب بودم که یکی در گوشم جیغ زد منم بیدار شدم دیدم ات بود که لخت تو بغلم خوابیده بود
علامت ها(ات+)(جیمین_)
_نفسم بیدار شدی
+یااا من بغل تو اونم لخت چه قلطی میکنم
_دیشب......
+ها دیگه بقیشو نگو
_(خنده)باش
جیمین و ات لباسشون رو عوض کردن و رفتن پایین صبحانه خوردن.
ویو ات
حوسله نداشتم گفتم برم یکم تو حیاط با گل و بلبل بازی کنم که چشمام به یه گل خوشگل خورد خواستم بچینم که خار گل رفت تو دستم منم نشستم گریه کردم چون خیلی خون میومد🥺
ویو جیمین
نشسته بودم رو کاناپه که اوجوما صدام زد
علامت جیمین _ علامت اوجوما÷
÷ارباب...ارباب
_بله اوجوما چیشده ؟
÷ارباب ات خانم دارن گریه میکنن
_چی چرا؟کجاست
÷نمیدونم؟تو حیاط نشستن
_______
ویو جیمین
وقتی اوجوما گفت ات داره گریه میکنه قلبم تیر کشید
بدو بدو رفتم حیاط دیدم نشسته پیش گل رز صورتی داره گریه میکنه رفتم پیشش
_______
_ات چیشده عشقم
+جیمیناا ....حق...حق...حق(گریه)
_جانم بگو ببینم چیشده
+تو دستم خار رفت(گریه)
_اللهی فدات بشم من بیا بریم خونه چسب زخم بزنم(خدا نکنه)
+نه جیمینا گل موخوام
_باش(یکی چید داد دست ات)
+(درحال بو کردن گل)
ویو جیمین
اوخی وقتی گریه میکرد درست مثل بچه ها میشد دلم میخواست یه لقمه چپش کنم.
بعد دادن گل کلی بوس بوسیش کردم که اروم شد
_______
+جیمین تاب تاب میخوام
_باش
خلاصه کلی تو حیاط بازی کردن
و رفتن نهار خوردن............
ادامه
#پارت:۳
ویو ات صبح
از خواب بیدار شدم دیدم بغل جیمین لخت خوابم،از خجالت یه جیغ کوتاهی کشیدم که دیدم جیمین بیدارشد.
ویو جیمین
خواب بودم که یکی در گوشم جیغ زد منم بیدار شدم دیدم ات بود که لخت تو بغلم خوابیده بود
علامت ها(ات+)(جیمین_)
_نفسم بیدار شدی
+یااا من بغل تو اونم لخت چه قلطی میکنم
_دیشب......
+ها دیگه بقیشو نگو
_(خنده)باش
جیمین و ات لباسشون رو عوض کردن و رفتن پایین صبحانه خوردن.
ویو ات
حوسله نداشتم گفتم برم یکم تو حیاط با گل و بلبل بازی کنم که چشمام به یه گل خوشگل خورد خواستم بچینم که خار گل رفت تو دستم منم نشستم گریه کردم چون خیلی خون میومد🥺
ویو جیمین
نشسته بودم رو کاناپه که اوجوما صدام زد
علامت جیمین _ علامت اوجوما÷
÷ارباب...ارباب
_بله اوجوما چیشده ؟
÷ارباب ات خانم دارن گریه میکنن
_چی چرا؟کجاست
÷نمیدونم؟تو حیاط نشستن
_______
ویو جیمین
وقتی اوجوما گفت ات داره گریه میکنه قلبم تیر کشید
بدو بدو رفتم حیاط دیدم نشسته پیش گل رز صورتی داره گریه میکنه رفتم پیشش
_______
_ات چیشده عشقم
+جیمیناا ....حق...حق...حق(گریه)
_جانم بگو ببینم چیشده
+تو دستم خار رفت(گریه)
_اللهی فدات بشم من بیا بریم خونه چسب زخم بزنم(خدا نکنه)
+نه جیمینا گل موخوام
_باش(یکی چید داد دست ات)
+(درحال بو کردن گل)
ویو جیمین
اوخی وقتی گریه میکرد درست مثل بچه ها میشد دلم میخواست یه لقمه چپش کنم.
بعد دادن گل کلی بوس بوسیش کردم که اروم شد
_______
+جیمین تاب تاب میخوام
_باش
خلاصه کلی تو حیاط بازی کردن
و رفتن نهار خوردن............
ادامه
- ۳۱۶
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط