گفتم از دست غمت سر به

گفتم از دست غمت سر به
جهان دربنهم


نتوانم،که به هر جا بروم
در نظری...


#سعدے
دیدگاه ها (۱)

دلمدر دست او گیر استخودم از دست او دلگیرعجبدنیاے بیرحمیدلم گ...

مثل نوری که به سـوی ابدیت جاری‌ستقصه‌ای با تو شد آغـاز، که پ...

من بہ آمدنت دل خوشم ...ورنہ؟این دنیایے کہ من میبینم؛بے ارزش ...

به عدالت جهانبه آدمها تکیه مکنهمه مثل همندفقط اسمهای مختلفی‌...

از خواب هایم بپرسکه چقدر تو را دیدند:)

چنان در قید مهرت پای بندم

پرسید : از عشق چه به دست آوردی ؟گفتم ؛ حالا تمام شعرهای عاشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط