#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️
#پــــارت_7

انگار برق بهم وصل کردن
آرومش کنم؟

- ی..یعنی چی..

با فرو رفتن دوباره سرش تو گر...دنم خفه شدم..

مــ....ــک عمیقی به پو..ست نازکم زد

- اخ
آقا نکن
لعنتیی ولم کن ببینمم

صدام بالاتر رفته بود اما جون نداشتم..

خون زیادی از بدنم رفته بود

تصادف
اتفاقات امروز..

حتی الان بدتر از همه بود

زیر تــ....ـن یه مرد غریبه بودم و حتی نفس فریاد کشیدن نداشتم..

ملتمس گفتم
- تروخدا ولم کن..

نفسش دا...غ بود

خندید
- ولت کنم بری با اون دیـ...وث منو دور بزنی ها؟


چرا یه بار اشتباهم می‌گرفت
یه بار نه؟

مرتیکه گنده بک دیوونه

بر خلاف قیافه جذابش که تو تاریکی ام مشخص بود بی مغزم بود..

یهو شل شد

که پخش شد روی من و نفسم رفت..
─━─━─⊲⋅⛅🐈‍⬛⋅⊳─━─━─
𝐉𝐨𝐢𝐧 ➛ @MoTarGeeM ..!
دیدگاه ها (۰)

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️#پــــارت_8- خانوم حواست کجاست؛ رئیس منت...

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️#پــــارت_9خودش بود..مطمئنم همون مرد اون...

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️#پــــارت_6با دیدن خون روی دستش اخمی کرد...

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️#پــــارت_5دستش زیر لباسم رفت..پوسـ..ــت...

#متـرجم_یه_دنـده 😝⛔️#پــــارت_3جلو تر رفتماگه...اگه این موقع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط