بگذر از شعر و غزل،هیچ مگو،رام توام

بگذر از شعر و غزل،هیچ مگو،رام توام
از دو چشمت شده ام مست،مرا می بینی ؟
آن چنان مست،که سودا زده ی جام توام
من چه مشتاق نگاهم به تو دل داد عزیز
تو رهایم نکن ای یار،که در دام توام
میزند پرسه به دنبال تو مرغ نفسم
بال بستم ،غرضی نیست،که در بام توام
در گذرگاه همین خاطره ها پنهان است
سخن عشق همین است،که هم گام توام
دیدگاه ها (۸)

بگذر از شعر و غزل،هیچ مگو،رام توامبا من از عشق بگو،یوسف خوش ...

بگذر از شعر و غزل،هیچ مگو،رام توامبا من از عشق بگو،یوسف خوش ...

از دو چشمت شده ام مست،مرا می بینی ؟آن چنان مست،که سودا زده ی...

ازمن به خدمتِ جانانم:🫀💐بگذر از شعر و غزل،هیچ مگو،رام توامبا ...

بگذر از شعر و غزل ، هیچ مگو ، رام توامبا من از عشق بگو ، یوس...

حاصلِ کندوی عشق، نیست بجز نامِ توشربتِ این آرزو، کـــــامِ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط