پارت

پارت2✨️🔮

جنی:منم می خواستم بیام ولی صبحونه در اولویته حالا ا.ت تو برو دست صورتتو بشور و روتینتو برو شما سه تا هم بیاین کمکم سفره رو بچینیم
ویوا.ت°
باشه ای به جنی جونم گفتم و رفتم کارای مربوطه رو انجام دادم[منظورش رو فهمیدین دیگع💧]ولی قبل از اینکه برم سر میز اول لباسمو عوض کردم بعد به هیونجین پیام دادم<صبح بخیر بیبی>

چنددقیقه بعد..........
همه صبحونرو خوردیمو طبق معمول هیچکدوم حوصله ی ظرف شستن رو نداشتیم بخاطر همین ظرفارو گذاشتیم تو ماشین

لیسا:خوب دخترا پاشید آماده شید بریم کمپانی
ا.ت:چلاااا مگه امروز تعطیلی نیس؟
رزی:چرا تعطیلیم ولی یه جلسه مهم قراره برگزاربشه
جیسو:درمورده؟
رزی:چرا شما دوتا از باغ عقبین حالا ولش قراره یه خبر مهمو اعلام کنن

تا حرف رزی تموم شدهمه بلند شدیم و رفتیم سمت اتاقامونو لباسای شیک تیره ای پوشیدیم

ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۰)

چندپارتی هیونجین✨️🔮سلامممم من ا.تم و یکی از آیدلای صنعت کیپا...

سیلام مججد به کیوتا

🖤مافیای من🖤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط