دیانا: آخ ارسلان

دیانا: آخ ارسلان

ارسلان : جانم

دیانا : کمرم درد میکنه( با گریه )

ارسلان: گریه نکن آروم باش وایسا

دیانا: 😭😭

ارسلان: رفتم قرص مسکن آوردم با آب

دیانا: آییییی

ارسلان: بیا قرص بخور ببین بهتر میشه

دیانا: مرسی ولی هنوز درد دارم

ارسلان: آروم باش خوب میشه

دیانا: ارسلان خستم

ارسلان: نه دیگه اول فیلم

دیانا: نه ارسلان

ارسلان: بغلش کردم بردمش رو مبل جلوی تلویزیون

دیانا: ارسلانننن

ارسلان: بعله

دیانا: نکن خوابم میاد

ارسلان: اول فیلم ترسناک بعد لالا

دیانا: نع

ارسلان: هیش ..... تلویزیون رو روشن کردم و فیلمو پلی کردم

دیانا: وای ارسلان ترسناک نه

ارسلان: هیس شروع شد ..... نیم از فیلم رفته بود و دیانا فقط جیق میزد

دیانا: بسه تروخدا خوابم میاد

ارسلان: دیانا آروم باش....... یکم بعد به دیانا نگاه کردم دیدم خوابه دلم براش سوخت درد داشت خیلی کوچولویه ....... بردمش رو تخت و کنارش خوابیدم
دیدگاه ها (۱۲)

سلام خوبیینن .ببخشید فعالیت کمه امتحانا هس ولی تو این هفته س...

دیانا: از خواب پاشدم ارسلان نبود رفتم تو آشپز خانه ارسلان: س...

ارسلان: لباس هارو که از خونه براش آورده بودم برداشتم و وارد ...

دکتر: بله ارسلان: وارد اتاق شدم دیانا: سلام ارسلان من کجامار...

ادامه از زبان واکیلا از خواب بیدار شدم خیلی درد داشتم هیییی ...

رمان~Goddess ~پارت ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط