***شعری زیبا از فریدون مشیری ***

***شعری زیبا از فریدون مشیری ***
یادم من باشد که فردا دم صبح ...
به نسیم از سر مهر سلامی بدهم ...
که فراموش نگردد فرداها....
که زندگی شیرین است
و به شکرانه دیدار نسیم صبح
زندگی باید کرد...
دیدگاه ها (۵)

𝖕𝖆𝖗𝖙14فردا صبح، لیسا با اجازه خانم یونگ — مدیر جدید عمارت — ...

╭─────────────── 🥺 ───────────────╮✦ پارت ۸۸| آخرین شب کنار ...

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝓒𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 34کالسکه بالاخره به قصر رسید.ویولت ا...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

پارت ۳۰ — «این بار، انتخاب با هر دویشان بود»وقتی یونگی رسید،...

𝖕𝖆𝖗𝖙18فردا صبح، ساعت شش.لیسا در سالن تمرین ایستاده بود. سالن...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط