.

.
ماه من!

ازخیالم که میگذری
خواستنت
چون پاره ابری کوچک
دردلم چکه میکند
وعاشقانه ای
ازپنجره دستانم
به نجوای باران سرک می‌کشد
دستانم رادایره واردوردلت حلقه میکنم

عزیزدلم!

مبادافکرکنی داستان اسارت ست
این حکایت را به"زیاد خواستنت" تعبیرکن .


فرشته مهربونم..ناجی من..فدای چشمهای روشنت..همه کسم..دوستت دارم..مردت فدای وجودت بشه.. فدای وجودت همسر زیبام
دیدگاه ها (۱)

عید و عیدی من فقط تویی...فقط تو..

آفتاب را ببوسبه بهار که رسیدی..باید دل کوه آب شود ...

من وقتی..یهوی پیام میدی...

نهههه....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط