و تو

‍ و تــو...
آن شعر محالی که هنـوز
با دو صد دلهره
در حسرت آغاز تـــوأم
چشم بگشای و مـرا باز صدا کن،

" ای عشق"
که من از لهجه ی چشمان تـو
شاعر بشوم
و تــو را سطر به سطر
و تــو را بیت به بیت
و تــو را عشق به عشق
شاید اینبار تـو را پیش تـو
با مرگ خــود آغاز کنــم...🍷🥀🖤


#hadisehbano💜
دیدگاه ها (۱)

‹ تو را بی‌اختیار دوستت دارم ...🤍🔗 ›#hadisehbano💜

همه‌ی ما باید کسی را داشته باشیم که وقتی یک روز، روزِ ما نبو...

دلتنگی من تمام نمی‌شود همين که فکر کنممن و تو، دو نفريم دلتن...

نه کسیمنتظر است،نه کسی چشم به راه…نه خیال گذر از کوچه ی ما د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط