part ⁴⁷🤍☘️

part ⁴⁷🤍☘️

هر موقع فکر میکردم زیبا تر این نمیشه خلافش رو به من ثابت میکرد... توی اون هانبوک نباتی با اون کفش های سفید شبیه فرشته هایی شده بود که مادرم همیشه توی قصه هاش ازشون صحبت میکرد... دختری که وارد زندگی شاهزاده میشد و اونو از سیاهچاله زندگیش بیرون میکشید! نوری که فقط تو میتونستی ببینی
یول « خ.. خیلی زیبا شدی!
شین هه «*لبخند... ممنون به لطف شما و ولیعهد دوباره تونستم این لباس ها رو بپوشم! عالیجناب؟
جیمین «....
شین هه « سرورم!
جیمین « شروع کن!
شین هه « اینقدر عجیب غریب شدم؟
جیمین « نه! خوبه
_خوب نبود! اصلا خوب کلمه مناسبی نبود... شبیه فرشته ها شده بود جیمین تمام مدت در تلاش بود با نگاهش شین هه رو معذب نکنه!
شین هه « نگاهی به مجموعه ساز های روی میز انداختم و یکی رو انتخاب کردم... مقابل ولیعهد روی تشکچه مخملی سبز رنگ نشستم و طبق چیزی که به یاد داشتم شروع به نواختن کردم!
_جز صدای جیرجیرک ها و نوای دلنشین موسیقی چیز دیگه ای به گوش نمیرسید.... نور ماه چهره شین هه رو روشن کرده بود و گویی امشب وظیفه داشت فقط به شین هه بتابه! ستاره ها توی آسمون چشمک میزدن و نسیم ملایمی دسته موهای آزاد شین هه رو توی هوا تکون میدادن... گفته بود چیز خاصی یادش نیست اما مهارتش غیرقابل انکار بود انگار با ساز یکی شده بود و جیمین به جرعت میتونست بگه بهترین موسیقی ای بود که تا الان شنیده بود یا شاید خصلت عشق بود! از نظر اون هر چیزی که اسم شین هه داشت خاص بود!
جیمین « دلم میخواست زمانو متوقف کنم و ساعت ها به تماشای شین هه بشینم! به دور از هیاهوی قصر و آدماش... گاهی اوقات به سرم میزد دستشو بگیرم و دوتایی فرار کنیم! اگه ولیعهد نبودم حتما این کار رو میکردم... اینکه ازش بخوام کنارم بمونه مثل این بود که پرنده ای رو توی قفس نگه دارم و حتی اگه اون قبول میکرد پیشم بمونه میتونستم ازش محافظت کنم؟
شین هه « نمیدونم کی و چطور اشکام جاری شده بود و راهشو روی گونه هام پیدا کرده بود..... سرم رو پایین انداختم و موسیقی رو به پایان رسوندم! اخرین باری که دست به ساز زدم تولد پدرم بود.... اخرین تولدی که میتونستم ببینمش و کنارش باشم!


اینم از پارت های جدید بفرماییددد😍🫶🏻مرسی که هستید
دیدگاه ها (۱)

part ²¹🗿💅سویون « مادر کوک نمیدونم صدامو میشنوی یا نه! اما پس...

part ²²🗿💅_جین با دیدن ظرف خالی دونات ها عملا زبونش بند اومد!...

اینو وقتی پارت های جدید رو میخونید گوش کنید💅🤍

part ⁴⁶☘️🤍_نبود یول یه علامت سوال گنده وسط مغزش کاشته بود ام...

برده عمارت جئون

دنبال یک ریلترین با رول جونگکوک میگردی؟خب پرسیدن نداره ریلتر...

بانو کیمپارک آیرا ملکه کیپاپ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط