Part ¹³
Part ¹³
ویو لیلی
لب زدم
+ خب خدمت کار یه خدمت کاره اربابم یه ارباب
_ خب که چی تو یه انسانی ! منظورتو واقعا نمیفهمم
لبخند زدم
+ خب ارباب میتونه خدمتکارشو بزنه اما اگه خدمت کار اینکارو کنه چی ؟!
_ لبت که درد نمیکنه ؟! لبت باد کرده دختر
خیلی سریع جوابمو داد و فهمیدم داره بحسو عوض میکنه خودمم نمیخواستم این بحس ادامه پیدا کنه خوب شد که این کارو کرد
+ چیزی نیست ممنونم
_ ببخشید که زدمت
+ اشکالی نداره
_ راستی من اربابت نیستم و اگه یبار دیگه همچین حرفی بزنی و بزاری یکی روت دست بلند کنه این بار بدتر میزنمت !! ( برادر الکی جدی شده چیزی نیست 👍😊 )
همینجوری با چشمای گرد نگاهش میکردم
+ باشه ( تعجب )
خنده توگلویی کرد
_ اسم واقعیت چیه ؟
سرمو انداختم پایین
+ لیلی ..کیم لیلی
لبخند زدو سرمو اورد بالا
_ اسم خیلی قشنگی داری از اسم اون زنیکه خیلی جذاب ترو ناناز تره
وقتی اینو گفت قلبم اکلیلی شد خندیدم
+ مرسی ( خجالت ، کیوت )
بلند شدیم باهم اومدیم بیرون که اول اون رفت بعد من و تازه یادم افتاده این اقا بدنش خیسه ممکنه سرما بخوره زود دویدم تو و سویشرتشو اوردم رو صندلی بود اومدمو دادم دستش لبخندی زدو پوشید و زیپشو تا نصفه داد بالا
_ ممنون
لبخند زدم دیدم کلاهشو نزاشت زود رفتم جلوش که وایساد رو نوک پاهام وایسادم و اروم کلاهشو انداختم رو سرش موهاش خیس بودو الانم که کلاه گذاشته جذاب تر شده نگاهم افتاد به چشماش که زل زده بود بهم چشماش خیلی ناز بود !
+ سرما میخوریااا باید مراقب خودت باشی
لبخندی زد که رفتیم تو
_ لیلی . چیزه ویکتوریا !
خندم گرفته بود اروم خندیدم
+ راحت باش وقتی پیشتم لیلی صدام کن وقتایی که پیش خانوادتم ویکتوریا
بطور خیلی یهویی کیوت شد و اخم کرد
_ از اوردن اسم اون بدم میاد !
+ ببخشید میدونم اذیت میشی
_ اشکال نداره ولش کن میخواستم بگم لبتو ..چیکار میکنی ؟!
یهو انقار که منو برق گرفت نگاهش کردم
+ موهام مرتبه ؟!
_ اره خوبه
+ اها
زود موهامو اینور اونور کردم که خودم میدونم شده بودم شبیه اونایی که تو جنگل جلوت زاحر میشن شده بودم ننه ازرائیل ازش پرسیدم
+ الان چطور ؟!
_ فعک نکنم !
خندم گرفت با لبخند رفتیم تو مادر جون پدر جونو تهیونگ تو حال رو کاناپه نشسته بودن ماکه رفتیم جلو مادر جون زودی بلند شد
م.ج : وا خدا مرگم بده دخترم موهات وای لبت چیشده عزیزم ؟!
با رضایت از کارم لب زدم..
خب اینم از پارت 12 خوشگلا با اینکه لایک های پارت قبل نرسیده بود بخواطر یه خوشگل خانم گذاشتم 🥰🍓
لایک : 6
کامنت : 10
ریپست : 3
ممنون میشم برسونید🥰
ویو لیلی
لب زدم
+ خب خدمت کار یه خدمت کاره اربابم یه ارباب
_ خب که چی تو یه انسانی ! منظورتو واقعا نمیفهمم
لبخند زدم
+ خب ارباب میتونه خدمتکارشو بزنه اما اگه خدمت کار اینکارو کنه چی ؟!
_ لبت که درد نمیکنه ؟! لبت باد کرده دختر
خیلی سریع جوابمو داد و فهمیدم داره بحسو عوض میکنه خودمم نمیخواستم این بحس ادامه پیدا کنه خوب شد که این کارو کرد
+ چیزی نیست ممنونم
_ ببخشید که زدمت
+ اشکالی نداره
_ راستی من اربابت نیستم و اگه یبار دیگه همچین حرفی بزنی و بزاری یکی روت دست بلند کنه این بار بدتر میزنمت !! ( برادر الکی جدی شده چیزی نیست 👍😊 )
همینجوری با چشمای گرد نگاهش میکردم
+ باشه ( تعجب )
خنده توگلویی کرد
_ اسم واقعیت چیه ؟
سرمو انداختم پایین
+ لیلی ..کیم لیلی
لبخند زدو سرمو اورد بالا
_ اسم خیلی قشنگی داری از اسم اون زنیکه خیلی جذاب ترو ناناز تره
وقتی اینو گفت قلبم اکلیلی شد خندیدم
+ مرسی ( خجالت ، کیوت )
بلند شدیم باهم اومدیم بیرون که اول اون رفت بعد من و تازه یادم افتاده این اقا بدنش خیسه ممکنه سرما بخوره زود دویدم تو و سویشرتشو اوردم رو صندلی بود اومدمو دادم دستش لبخندی زدو پوشید و زیپشو تا نصفه داد بالا
_ ممنون
لبخند زدم دیدم کلاهشو نزاشت زود رفتم جلوش که وایساد رو نوک پاهام وایسادم و اروم کلاهشو انداختم رو سرش موهاش خیس بودو الانم که کلاه گذاشته جذاب تر شده نگاهم افتاد به چشماش که زل زده بود بهم چشماش خیلی ناز بود !
+ سرما میخوریااا باید مراقب خودت باشی
لبخندی زد که رفتیم تو
_ لیلی . چیزه ویکتوریا !
خندم گرفته بود اروم خندیدم
+ راحت باش وقتی پیشتم لیلی صدام کن وقتایی که پیش خانوادتم ویکتوریا
بطور خیلی یهویی کیوت شد و اخم کرد
_ از اوردن اسم اون بدم میاد !
+ ببخشید میدونم اذیت میشی
_ اشکال نداره ولش کن میخواستم بگم لبتو ..چیکار میکنی ؟!
یهو انقار که منو برق گرفت نگاهش کردم
+ موهام مرتبه ؟!
_ اره خوبه
+ اها
زود موهامو اینور اونور کردم که خودم میدونم شده بودم شبیه اونایی که تو جنگل جلوت زاحر میشن شده بودم ننه ازرائیل ازش پرسیدم
+ الان چطور ؟!
_ فعک نکنم !
خندم گرفت با لبخند رفتیم تو مادر جون پدر جونو تهیونگ تو حال رو کاناپه نشسته بودن ماکه رفتیم جلو مادر جون زودی بلند شد
م.ج : وا خدا مرگم بده دخترم موهات وای لبت چیشده عزیزم ؟!
با رضایت از کارم لب زدم..
خب اینم از پارت 12 خوشگلا با اینکه لایک های پارت قبل نرسیده بود بخواطر یه خوشگل خانم گذاشتم 🥰🍓
لایک : 6
کامنت : 10
ریپست : 3
ممنون میشم برسونید🥰
- ۱۷۲
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط