زمستان شده

زمستان شده
و ما روبرویِ شیشه‌هایِ کافه
در حسرتِ برف نشسته ایم...
با دل هایِ تنگ درون سینه ها،
و تاریکی روبرویِ بار
از سیگارهایمان کام میگیرد
از انگشت هایمان کام میگیرد
از نبودن هایت کام میگیرد
در دلم زمستان شده
در خیابان زمستان شده
در چکمه هایت زمستان شده
دلم گرفته است...
اصلا هر سطری از این شعر
را که نوشتم دلم گرفته بود...!

#رضا_ادهمیان
دیدگاه ها (۸)

در دل سکوت سنگین زمستان، آنجا که دامنه‌ی کوه‌ها در بستری از ...

و چهل روز گذشت...💔*چهل روزه که تو از تهران رفته ای...چهل روز...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

زمستان شده وما روبروی شیشه‌های کافهدر حسرت برف نشسته‌ایمبا د...

زمستان شدهو ماروبروی شیشه‌های کافهدر حسرت برف نشسته‌ایمبا دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط