سمت او رفت نگاهَت،دلِ من ریخت بِهَم

سمت او رفت نگاهَت،دلِ من ریخت بِهَم
فکرم از اینکه زَنَم،ریخت بِهَم

حلقه ی دست تو دورِ بَدَنَش،خنده ی او...
حرف من نیست فقط،شهر تَنَم ریخت بِهَم!

بعدِ تو بنده ی چاییُ تبُ سیگار؟...نه!
نازنینم همه ی زندگی اَم ریخت بِهَم..

چَشمهایم خبر از رنج درونم دارند؛
بعدِ تو حالت غمگین شدنَم ریخت بهم..
دیدگاه ها (۲)

به جایی که نمیتونستم ببینم کدوم نقطه از دنیاست،یا کدوم روز ت...

بعضی آدما قابلیت اینو دارن توشون غرق شی...🌊 ✨ تو صداشون🌊 🗣 ت...

+ «اگه بفهمی برای یه نفر مثل قبل نیستی چی‌کار می‌کنی؟»- «می‌...

🔱 🔰 من ریسک سقوط رو قبول کردمکه طعم پرواز رو بچشم🔰 🔱

چند پارتی هیونجین

سکوت پیستPart:⁷⁹وقتی لبخندمو دید بدون حرکت زل زد بهمبا اون د...

My professor Chapter:2Part:3اما با دیدن جعبه ی کوچیک روی پاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط