مرد اگر بودم

مرد اگر بودم
نبودنت را غروب های زمستان
در قهوه خانه ی دوری سیگار می کشیدم
نبودنت
دود می شد
و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه
بعد تکیه می دادم به صندلی
چشمهایم را می بستم
و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم
تا بیشتر از یادم بروی
نامرد اگر بودم
نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم
مرد نیستم اما نامرد هم نیستم

زنم

و نبودنت

پیرهنم شده......




رویا شاه حسین زاده
دیدگاه ها (۹)

یکی رد شد شبیه او , پر از ابهام و تردیدمهمین که دیدمش جا خ...

گفتنی نیستولی بی توکماکان درمننفسی هستدلی هستولی جانی نیست.....

پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیستاز بس که گره زد به گره زد ...

من درسم را خوب خوانده بودم!!اماده برای کنکوری موفق!همه چیز د...

🌱 یادش بخیر...یادش بخیر روزهایی که زنگ در خانه را با دست می‌...

دهه شصت،،،،نظرتون راجع به این زمان بگید!دهه شصت؛ ضیافتِ سادگ...

تکاپو پارت ۹۱:چای سبز؟ 🍵🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍نور طلایی صبح، آرام از میا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط