زمستان بود ...
بوسه ی آتش زدیم ...
و گرم شدیم ...
دیدگاه ها (۲۰)

آخر شب هانه از خستگی خبری هستنه از خواباین موقع از شباغلب وق...

دوست داشتن عضوی از بدن است. درست است که همه فوراً به فکر "قل...

صبح، همان دوستداشتن " توست "که هر روز از پشتِ پنجره ی پلک ه...

‌صبح هادلواپسی هایم رادر عطر تنت گم میکنم و با صبح بخیرچشمان...

شانسی زدیم ی نفر رو ولی بازم رفتیم لابی😅

#فقط بوسه ی اخریش😜🤣

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط