صبح زود رسیدم خونه، شب کار بودم، خیلی خسته بودم تازه خواب

صبح زود رسیدم خونه، شب کار بودم، خیلی خسته بودم تازه خوابم برده بود که دیدم یکی داره بالاسرم باهام شوخی میکنه و قلقلک میده کف پامو فکر کردم داداشمه گفتم کرم نریز پدر سگ یهو چشمو باز کردم دیدم بابامه، بابای ما هم قاطی بلند بلند مادرمو صدا زد: خانوووووووووووووم بیا تحویل بگیر پسرت به من میگه پدر سگ :|
مادر ما هم بنده خدا تازه از خواب پاشده بود حالیش نبود گفت غلط کرده، پدر سگ خودشه :))))
بابام گفت تو نمیخواد طرفداری کنی :|
دیدگاه ها (۷)

زن ﺯﻧـﺪﮔـﯽ ﺑـﻪ ﮐـﯽ ﻣـﯿـﮕــﻦ ؟؟.ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﻪ ...

صبح یه غلطی کردم به لیوان آب یخ ریختم رو مامانم گفتم من شما ...

ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻳﻪ ﺳﻮاﻝ راجع به ازدواج ﺩاﺷﺘﻢ:.........ﺧﺮﻳﺪ ﻣﻮﺩﻡ ﻭاﻳﺮﻟ...

ﭘﺸﺖ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺘﻢ : ﺧﺎﻧﻮﻣﯽ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪﺑﺪﯾﻢ؟؟؟ﮔﻔﺖ : ﺷﺮﻁ ...

#خورشیدوماه 🌙☀️part=27(فصل2)ماهان: خوبی؟ ایرانا: قربونت ، بز...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۴ات گرفت سومینو عین سگ زد بعد که ولش کرد یکی گفت ..:این...

جدایی

Otagh baghli Part 50 «ویو ا/ت بعد از مدرسه » صدای قدم هام رو...

★ازدواج من و بابات؟...p¹مین‌یون اومد سمتم و گفت:"بابا الان م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط