می روی اما من از دل دوستت دارم برو ..

می روی اما من از دل دوستت دارم برو ..
در مسیرت لاله های سرخ می کارم برو ..

آنقدر نامهربانی میکنی ، اینبار هم
اخم کردی و نکردی بازدیدارم ، برو ..

هر چه کردم منصرف سازم تو را از این سفر
نا امیدم کردی و آزرده ، ای یارم برو ..

گفته بودی تا ابد با من بمانی نازنین
من که از جام وصال دوست سر شارم ، برو ..

من وفادار تو خواهم ماند با گرمای عشق
سالها از چشم بیمار تو بیمارم ، برو ..

عمر سر کردم به پایت سوختم دیوانه وار
میروی تنها و من هم اشک م ...
دیدگاه ها (۱)

شاعر آیسان مسگریالا یا ایها الساقی بده مرا جام شرابی کز شوق ...

عطر چشمانت چو ناز سرخ لبهایت دوباره بر تن بی روح من بارید تا...

باز دیشب خواب تورا دیدم که خمیده قامت ایستاده و زین غبار مه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط