شور دلتنگی عجب چنگی به دل ها می زند

‌شور دلتنگی عجب چنگی به دل ها می زند
هر که شد عاشق نهایت دل به دریا می زند

در تبار عاشقی با سایه ها همسایه ام
بی تو غم هر دم قدم در کوچه ما می زند

شهریار از دولت عشق است می گوید سخن
در غزل هایش دم از شور ثریّا می زند

صد روایت خوانده صد ها ختم قرآن کرده ام
این مسلمانی دم از حاشا و کلّا می زند

فعل نامحرم نگنجد در سلوک عشق من
معصیت هم بوسه هردم بر لب ما می زند
دیدگاه ها (۱)

زندگی شاید همین باشدیک فریب ساده و کوچکآن هم از دست عزیزی که...

همچون رگی که عاشق تیغ است دست از وصالت بر نمی دارممن مطمئنم ...

رفتی و از تو فقط حسرت و تنهایی ماند مشکلی نیست که با این دو ...

مهربان من‌ کاش علت حالِ خوبهم باشیمباور کنید دنیا خودشبه اند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط