تمام یاد تو را مهتاب

‍ تمام یاد تو را مهتاب
بر قامت شعرم می پاشد
روشن و زیبا.

باز یاد تو امشب
در پنجره ی خیال من
گشوده می شود....بی تکرار
و
زمزمه های عاشقانه ات
دوباره مرا
به خواب می کشاند...در
ساعت عاشقی ی مهتاب

تمام یادت را‌ مهتاب
بر قامت شعرم پاشیده
دیدگاه ها (۱)

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

حوصله ات رادر میان موهایمجا گذاشته ایبه وقت نوازشم...در لبها...

هر شب پا به پاے رویاے بودنت لبریز مے شوم از عشـقو تنِ آغشته ...

محبوبم ..کاش می دانستی...که تیغِ سردِ بی مهری ات...چنان شاهر...

🌦 صبح آمد…و مولانا در گوش جان زمزمه می‌کند:برخیز!جهان منتظر ...

پارت17فصل1صبح روز بعدات صبح بیدار شد و دید کوک هنوز خواب داش...

🌱🍒اگر عاشق کسی دیگر شوم،دیگر همانند گذشته دلتنگ ات نمی شوم ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط