‍ تمام یاد تو را مهتاب

‍ تمام یاد تو را مهتاب
بر قامت شعرم می پاشد
روشن و زیبا.

باز یاد تو امشب
در پنجره ی خیال من
گشوده می شود....بی تکرار
و
زمزمه های عاشقانه ات
دوباره مرا
به خواب می کشاند...در
ساعت عاشقی ی مهتاب

تمام یادت را‌ مهتاب
بر قامت شعرم پاشیده
دیدگاه ها (۱)

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

حوصله ات رادر میان موهایمجا گذاشته ایبه وقت نوازشم...در لبها...

هر شب پا به پاے رویاے بودنت لبریز مے شوم از عشـقو تنِ آغشته ...

محبوبم ..کاش می دانستی...که تیغِ سردِ بی مهری ات...چنان شاهر...

رها🦋 دلتنگت که می شومپنجره ی دلم را باز می گذارمتا نسیم خیال...

طبیعت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط