یاد ان روزی که ماهم"اب،بابا"داشتیم

یاد ان روزی که ماهم"اب،بابا"داشتیم
دفترخط خورده ی مشق الفبا داشتیم
سفره ای هرچند ساده، دلخوشیهاداشتیم
زندگی یک ده ریالی بود در دست پدر
پول توجیبی که نه،
انگار دنیا داشتیم..
دیدگاه ها (۲)

چه می‌ماند از زندگیاگر که کم شود از دست‌هایملذت در آغوش کشید...

یه مرد زنی رو که ،میدونه هرگز نمیتونه مثلش رو پیدا کنهاز دست...

#فوری#طنزدلار کشید پایین

پس… اون زندگی که با هم داشتیم… اون همه خاطره…» نورا با صدایی...

​ما وارثانِ انتظار بودیم. نسلی که به ما یاد دادند فردا روزِ ...

آدمی که نخواد تغییر کنه، تمامِ دست‌های یاری‌گر رو پس می‌زنه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط