𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡
𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡
p13
جونگکوک دندون هاش رو به هم سابید:« فقط راه برو، تهیونگ. اگه یه قدم دیگه تلو تلو بخوری، قول میدم همینجا ولت کنم.»
تهیونگ با لب های غنچه به جونگکوک نگاه کرد:« هی، تو واقعا بد اخلاقی!»
جونگکوک اسکیت بردش رو زیر بغلش گرفت و با دوتا از انگشت هاش مچ دست تهیونگ رو گرفت و دنبال خودش کشید:« فقط دنبالم بیا!»
تهیونگ خط های کجی رو دنبال میکرد و راه میرفت.
جونگکوک برگشت و به تهیونگ مست نگاه کرد:« ازت میخوام صاف راه بری، همین! انقدر چیز سختیه؟»
تهیونگ لب هاش رو غنچه کرد و غرغر کرد:« وقتی انقدر باهام بد اخلاقی همه چیزو سخت میکنی دیگهه! »
ناگهان توجه تهیونگ به اسکیت برد جونگکوک جلب شد:« هی! من میخوام سوارش بشمم! »
جونگکوک کلافه به تهیونگ خیره شد:« تو نمیتونی صاف راه بری، حالا میخوای اسکیت برد سوار شی؟ میدونی که اگر چیزیت بشه مسئولیتش گردن منه! »
تهیونگ اخم کرد و سمت اسکیت برد دوید:« من میخوام سوارش بشمم توهم نمیتونی جلومو بگیرییی! »
که جونگکوک با حرکتی سریع زیر پای تهیونگ رو خالی کرد:« اگر نمیتونی خودتو کنترل کنی فقط روی کولم بمون، خب؟»
تهیونگ که تمام وزنش روی بدن جونگکوک افتاده بود لب زد:« یعنی انقدر نمیخوای اسکیت بردت رو سوار بشم؟»
جونگکوک اهی کشید:« بعدا بهت یاد میدم سوارش بشی، باشه؟ ولی جدی خیلی سنگینیا! »
تهیونگ که حالا اسکیت برد رو به لطف جونگکوک فراموش کرده بود غرغر کرد:« بیخیال، من اصلا هم سنگین نیستم! میدونی که طرفدار هام بهم میگن خیلی خوش قیافه و خوش هیکلم، نه؟»
جونگکوک زیر لب زمزمه کرد:« وقتی مستی قابل تحمل تری! »
تهیونگ خنده ی ریزی کرد:« چی گفتی؟»
جونگکوک جواب داد:« هیچی! »
تهیونگ ادامه داد:« مطمئنی؟ من که یه چیزی شنیدم! »
جونگکوک هومی گفت:« مطمئنم! »
تهیونگ سرش رو تکون داد:« داشتم چی میگفتم؟ آهان اره، طرفدارام میگن که من خیلی خوش قیافه و خوش هیکلم! »
جونگکوک با لحنی مصمم جواب داد:« اوه واقعا؟ خوش به حالت! »
تهیونگ ادامه داد:« آره، واقعا! ولی میدونی چیه؟ خیلیا ازم بدشون میاد.. میگن که با موهای مشکیم شبیهه روح میشم! میگن معلوم نیست چه جنسیتی دارم و هزارتا چیز دیگه! من هرروز تلاش میکنم تا بدنم رو رو فرم نگه دارم؛ بهم رژیم های مسخره میدن و حسابی بهم سخت میگیرن! ولی میدونی تهش چیه؟ چندتا آدم که حتی نمیشناسمشون صرفا چون چهرم در مقایسه با بقیه خیلی جذاب نیست یا هر دلیل کوفتیه دیگه ای چرت و پرت میگن... و جالبیش اینه که اونا فقط یه حرف میزنن و بعدا فراموشش میکنن، اما من همیشه یادم می مونه! »
از سر ذوقم واسه قند بودن این پارت زودتر گذاشتمشش
شرایط:
55 لایک ۱۰۰ کامنت ۲۰ بازنشر
p13
جونگکوک دندون هاش رو به هم سابید:« فقط راه برو، تهیونگ. اگه یه قدم دیگه تلو تلو بخوری، قول میدم همینجا ولت کنم.»
تهیونگ با لب های غنچه به جونگکوک نگاه کرد:« هی، تو واقعا بد اخلاقی!»
جونگکوک اسکیت بردش رو زیر بغلش گرفت و با دوتا از انگشت هاش مچ دست تهیونگ رو گرفت و دنبال خودش کشید:« فقط دنبالم بیا!»
تهیونگ خط های کجی رو دنبال میکرد و راه میرفت.
جونگکوک برگشت و به تهیونگ مست نگاه کرد:« ازت میخوام صاف راه بری، همین! انقدر چیز سختیه؟»
تهیونگ لب هاش رو غنچه کرد و غرغر کرد:« وقتی انقدر باهام بد اخلاقی همه چیزو سخت میکنی دیگهه! »
ناگهان توجه تهیونگ به اسکیت برد جونگکوک جلب شد:« هی! من میخوام سوارش بشمم! »
جونگکوک کلافه به تهیونگ خیره شد:« تو نمیتونی صاف راه بری، حالا میخوای اسکیت برد سوار شی؟ میدونی که اگر چیزیت بشه مسئولیتش گردن منه! »
تهیونگ اخم کرد و سمت اسکیت برد دوید:« من میخوام سوارش بشمم توهم نمیتونی جلومو بگیرییی! »
که جونگکوک با حرکتی سریع زیر پای تهیونگ رو خالی کرد:« اگر نمیتونی خودتو کنترل کنی فقط روی کولم بمون، خب؟»
تهیونگ که تمام وزنش روی بدن جونگکوک افتاده بود لب زد:« یعنی انقدر نمیخوای اسکیت بردت رو سوار بشم؟»
جونگکوک اهی کشید:« بعدا بهت یاد میدم سوارش بشی، باشه؟ ولی جدی خیلی سنگینیا! »
تهیونگ که حالا اسکیت برد رو به لطف جونگکوک فراموش کرده بود غرغر کرد:« بیخیال، من اصلا هم سنگین نیستم! میدونی که طرفدار هام بهم میگن خیلی خوش قیافه و خوش هیکلم، نه؟»
جونگکوک زیر لب زمزمه کرد:« وقتی مستی قابل تحمل تری! »
تهیونگ خنده ی ریزی کرد:« چی گفتی؟»
جونگکوک جواب داد:« هیچی! »
تهیونگ ادامه داد:« مطمئنی؟ من که یه چیزی شنیدم! »
جونگکوک هومی گفت:« مطمئنم! »
تهیونگ سرش رو تکون داد:« داشتم چی میگفتم؟ آهان اره، طرفدارام میگن که من خیلی خوش قیافه و خوش هیکلم! »
جونگکوک با لحنی مصمم جواب داد:« اوه واقعا؟ خوش به حالت! »
تهیونگ ادامه داد:« آره، واقعا! ولی میدونی چیه؟ خیلیا ازم بدشون میاد.. میگن که با موهای مشکیم شبیهه روح میشم! میگن معلوم نیست چه جنسیتی دارم و هزارتا چیز دیگه! من هرروز تلاش میکنم تا بدنم رو رو فرم نگه دارم؛ بهم رژیم های مسخره میدن و حسابی بهم سخت میگیرن! ولی میدونی تهش چیه؟ چندتا آدم که حتی نمیشناسمشون صرفا چون چهرم در مقایسه با بقیه خیلی جذاب نیست یا هر دلیل کوفتیه دیگه ای چرت و پرت میگن... و جالبیش اینه که اونا فقط یه حرف میزنن و بعدا فراموشش میکنن، اما من همیشه یادم می مونه! »
از سر ذوقم واسه قند بودن این پارت زودتر گذاشتمشش
شرایط:
55 لایک ۱۰۰ کامنت ۲۰ بازنشر
- ۱۶.۶k
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط