#اونـ_مالـ_منهـ

#اونـ_مالـ_منهـ
𝑷𝒂𝒓𝒕𝟐𝟔
بعد چند ساعت رسیدیم به فرودگاه سوئیس و سوار ون شدیم رفتیم هتل و من و ته رفتیم اتاق خودمون

ته:کوک خیلی خستم میشه خستگیم و درستش کنیم با اونکار

کوک:ته چی میگی بهت گفتم اماده نیستم

ته:یه بوسه فقط و لمس و گردن

کوک:عااا

که ته اومد سمت کوک و اونو پرت کرد روتخت و شروع کرد به بوسیدنش و همه جای بدنشو لمس میکرد که رفت سراغ گردنش و کیس مارک های بدی میزاشت و کوک از درد همش ناله میکرد

کوک:کافیه دیگه گفتی در این حد

ته:باشه تموم شد و همینطور داشت با موهای کوک بازی میکرد
که کوک خؤابش برد .

صبح
بونگی - جیمین
یونگی :صبح با دستی که رو شکمم بود بیدار شدم جیمین بود
خواب بود و همینطور که یونگی پاشد و رفت حموم

جیمین:وقتی از خواب پا شدم ساعت10 بود و منم پاشدم و رفتم حموم
و از اتاق رفتم بیرون و یونگی دیدم که داشت صبحونه اماده میکرد...

ته- کوک

کوک:از خواب پاشدم خواستم برم حموم که دستم توسط کسی کشیده شد

ته:کجاا

کوک:حموم

ته:بدون من

کوک:از کی تاحالا با تو حموم کردم

ته:از الان

کوک:نه نمیشه من نمیتونم در ضمن زخمم هست

ته:باشه برو تو منم میرم صبحونه سفارش بدم یا میری سر میز

کوک:نمیدونم خودت یکاری کن دیگه

ته:باشه

کوک:رفتم حموم و بعد 20مین اومدم. بیرون و. رفتم پایین ته بود صبحونه سفارش داده بود الان رو مبل بود سرش تو گوشیش بود

ته:کوک بیا بشین من میخوام یه چیزی بهت بگم



چون دخترای خوبی هستین دیگه شرط نمیزارم بازم حمایت کنید🍓🤗

بوس بهتون بای🥰💖
دیدگاه ها (۷)

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒆𝒓𝟐𝟕ته:کوک بیا بشین میخوام یه چیزی بگم کوک:...

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖ته:گفتم میریم یعنی میریمکوک:ته نمیخوام...

#اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕𝟐𝟓و سوار هواپیما شدیم کوکبعد یکم خوردن تص...

اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕𝟐𝟒 جیمین:کجاا میریمشوگا:با بچه هاا جون کوک...

#اونـ_مالـ_منهـ Parf5ساعت5 صبح بود نگاه کردم کسی زیاد تو حیا...

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ23 ته:دوست دارمکوک:ته میدونم ولی گفتم منم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط