پارت

پارت ³⁵

+( چشمام رو باز کردم ساعت ۵ونیم بود و آفتاب داشت طلوع میکرد آیی دلم درد میکرد )

+ هی

_ هوم

+هی با توم

_ چیه

+ دلم درد میکنه همش تقصیر توعه

_( با حرفی که زد چشمام رو باز کردم و نشستم )
_ همینجا ویسا تا بیام

۱۰ مین بعد

_ بیا این مسکنه ای اینم کیسه آب گ ( چی خوابش برده کیسه رو گرفتم سر دلش و خودمم خوابیدم )

+( حدود ساعت ۷ بود بیدار شدم مسکن سر میز رو دیدم آب توی کیسه سرد شده بود لباسم رو پوشیدم رفتم آب کیسه رو عوض کنم )

خانم جئون: نترس درستش میکنم همه چی درست میشه دخترم

هی سان : حالا چیکار کنم کوک دیگه منو دوست نداره

خانم جئون: فقط یک هفته یک هفته بهم فرست بده

+( از توی راهرو رد میشدم که اتفاقی حرفاشون رو شنیدم ) حالا چی قراره به سر من بیاد ؟

+( به اتاق برگشتم و تا صبح ساعت ده خوابم نبرد )

_ بهتری ؟

+ بیدار شدی

_ اوم

+ میگم چیکار میکنی ولم میکنی واقعا هنوز اون دختر داییت رو دوست داری ؟

_ لارا دیوونه شدی مطمئنی فقط مسکن خوردی

+( مشغول صحبت با کوک بودم که که پیامی از بابام دریافت کردم )

_ چیه

+ ( پیام رو نشون کوک دادم ) گفته برم خونه

_ نمیخواد تنها بری آماده کن باهم میریم

+ نع فقط تا اونجا برسونم

..........




لایک و بازنشر بالا
دیدگاه ها (۴۲)

پارت ³⁵+ آخه ( بدونه اینکه چیزی بگم کشیدم رو خودش ) _ تا الا...

پارت ³³+( عقب هلش دادم ) _ آخ چرا میزنی سر زخمم + ای وای ببخ...

پارت ³⁰ویو ساعت ۳ بعد از ظهر _ میگم واسع امشب باید بریم خارج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط