چندپارتی&جین&
چندپارتی&جین&
وقتی:``بازیگر هستی ولی قولی که بهش داده بودی میشکنی و ....``
امروز ات بعد از چهار سال قرار داد یه فیلم عاشقانه روبعد از کُلی استرس امضا زد.
و انگار چیزی ته قلبش از عواقب این *امضای روی قرار داد*خبر داشت اما ذهن خودشیفتش نمیخواست این موضوع رو بپذیره...
.....
ات جلوی در وردی کفشای عروسکیش رو که با پاپیونهای از جنس رمان قرمز تزیین شده بود
از پاهای خستش دور کرد.
آروم به سمت اتاق خواب مشترک خودشو همسرش(بهمنظور جین) رفت
جین توی رخت خواب چشماشو روی هم گذاشته بود..
ات به سمت تخت رفت و آروم نشست...
هردوشون به خوبی میدونستند جین توی این وقت شب تازه انرژیش مثل آتشفشان فعال فوران میکرد..
اما الان قلبش بیشتر از هر چیزی خسته بود..
خستهتر از اون چیزی که میشد فکرش رو کرد.....
امروز تریلر (تیزر) از فیلم جدید ات مثل بمب توی کُره صدا داده بود..
و قطعاً همسر نقش اصلی زن از این موضوع بی خبر نمونده بود...
ات میدونست اگر الان صحبتی بکنه اوضاع زیاد خوب پیش نمیره پس تصمیم گرفت بعداً درموردش حرف بزنه ..
اما جین دلش پُر بود.....
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
سلام جوجه رنگیام🐣🎀
ببخشید این مدتی که نبودم داشتم با همکاری غول ترسناک "پریودی"و"سرماخوردگی" مبارزه میکردم و زیاد اوکی نبودموعین معتادا افتاده بودم گوشهی خونه😂😂
و لطفاً کامنت بزارید چون میخوام وضعیت نوشتنمو از زبون شما خوشگلا بشنوم... پس بکامنت فرزندم 🎀
وقتی:``بازیگر هستی ولی قولی که بهش داده بودی میشکنی و ....``
امروز ات بعد از چهار سال قرار داد یه فیلم عاشقانه روبعد از کُلی استرس امضا زد.
و انگار چیزی ته قلبش از عواقب این *امضای روی قرار داد*خبر داشت اما ذهن خودشیفتش نمیخواست این موضوع رو بپذیره...
.....
ات جلوی در وردی کفشای عروسکیش رو که با پاپیونهای از جنس رمان قرمز تزیین شده بود
از پاهای خستش دور کرد.
آروم به سمت اتاق خواب مشترک خودشو همسرش(بهمنظور جین) رفت
جین توی رخت خواب چشماشو روی هم گذاشته بود..
ات به سمت تخت رفت و آروم نشست...
هردوشون به خوبی میدونستند جین توی این وقت شب تازه انرژیش مثل آتشفشان فعال فوران میکرد..
اما الان قلبش بیشتر از هر چیزی خسته بود..
خستهتر از اون چیزی که میشد فکرش رو کرد.....
امروز تریلر (تیزر) از فیلم جدید ات مثل بمب توی کُره صدا داده بود..
و قطعاً همسر نقش اصلی زن از این موضوع بی خبر نمونده بود...
ات میدونست اگر الان صحبتی بکنه اوضاع زیاد خوب پیش نمیره پس تصمیم گرفت بعداً درموردش حرف بزنه ..
اما جین دلش پُر بود.....
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
سلام جوجه رنگیام🐣🎀
ببخشید این مدتی که نبودم داشتم با همکاری غول ترسناک "پریودی"و"سرماخوردگی" مبارزه میکردم و زیاد اوکی نبودموعین معتادا افتاده بودم گوشهی خونه😂😂
و لطفاً کامنت بزارید چون میخوام وضعیت نوشتنمو از زبون شما خوشگلا بشنوم... پس بکامنت فرزندم 🎀
- ۲.۲k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط