✍🏼جاده،

✍🏼جاده،
خطی کشیده شده بر پهنه سکوت،
و من،
نقطه‌ای تکافتاده در میان این خط.

هیچ چراغی نیست،
جز ستاره‌ای که از خستگی،
کمی از جای خود کنده شده است.

تنهایی،
همین است؛
مانند قدم‌هایی که صدا ندارند،
و جاده‌ای که تمام می‌شود،
اما هرگز،
به مقصد نمی‌رسد.

من و این مسیرِ بی‌پایان،
دو غریبه‌ای هستیم که
فقط برای گذشتن،
با هم همسفر شده‌ایم.
#دلنوشته_های_یک_زن
دیدگاه ها (۶)

✍🏼در میان هیاهوی خیابان،من ایستاده‌ام،در میانِ تلاطمِ قدم‌ها...

✍🏼صدایِ بوقِ ماشین‌ها،شبیه به فریادهایِ فروخورده است؛و من،در...

✍🏼جدایی،آن پایانِ ناتمامِ یک داستان است؛همان‌جا که کلمات تما...

✍🏼تنهایی،سکوت نیست؛تنهایی، فریادی است که گلویش خشک شده،فریاد...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت پایانی ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)...

چند شاتی از تهیونگ‌‌.. 𝕻𝖆𝖗𝖙 ⁴. ..midnight..مرد نگاهی گذرا در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط