پارت هفت

پارت هفت
اسم من باجی هست آدرس رو توی یه برگ کاغذ نوشت و داد گفتم ممنون فردا حتما میام به این آدرس رفت صبح شد بعد اینکه رفتم مدرسه رفتم به همون آدرس وقتی رفتم دیدم دونفر با باجی اونجا هستن من اونا رو نمی شناختم ولی اونا منو میشناختن خودشون رو معرفی کردن یکی شون اسمش مایکی بود یکی هم دراکن اونا بهم گفتن برادرم مرده
دیدگاه ها (۳)

پارت هشت

سناریو توکیو ریونجرز٭روز اول مدرسه pآخر٭تو راه که بودید مایک...

یه خلافکار یا یه عاشق پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط