رفتم به کلیسیای ترسا و یهود

رفتم به کلیسیای ترسا و یهود
دیدم همه با یاد تو در گفت و شنود

با یاد وصال تو به بت‌خانه شدم
تسبیح بتان زمزمه‌ی ذکر تو بود


👤ابوسعید ابوالخیر
دیدگاه ها (۱)

اهلِ دردی که زبان دل من داند نیست!دردمندم من و یاران همه بی ...

...بودن یا نبودن؟بودن، آری!دلم مهربانی را می‌جست...👤حسین پنا...

پشت دانایی اردو بزنیم...👤سهراب سپهری

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسلمرد یزدان شو و فارغ گذر از ...

اسم:دوست دختر مافیا。°✩پارت ۲⋆。صبح بیدار شدم و دیدم او او پری...

part³با صدای مادرم چشمامو باز کردم^دخترم بلند شو شام حاظره^ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط