{ شب شیرین } پارت ۱ __________________☆__________________
{ شب شیرین } پارت ۱ __________________☆__________________
ایزوکو انسان بسیار کیوت ناز بود بقیه فکر میکردن که با این شیرین قیافه که داره احتمالا باید خونشم شیرین باشه حالا بگذریم الان
ایزوکو آمد جنگل میخواست از رود خونه آب بره [ بچه ها اصلا دیگه ایده نزد به سرم همینو ازم بپذیرد گومن ]
که یه گرگ دید که انگاری میخواد حمله کنه دند ن های تیزش رو بیرون کشید
ایزوکو با کمال آروم بودن میرفت جلو و میگفت آخی چه گرگ خوشگلی انگاری وحشی هم هست
گرگ که دیگه از این رفتار ایزوکو خسته شوده بود پرید و گردنش گاز گرفت
خون همه جارو برداشته بود و یه بدن سرد رو زمین بود
گرگ به حالت نیمه انسانیش برگشت و دید چیکار کرده بود گفت با اینکارم میرم زندان
المایت هم آمد گفت کاتسوکی داری چیکار میکنی با این بچه چیکار داری آخه
کاتسوکی گفت فکر کردم خونش شیرین باشه واقعا خونش شیرین بود روحش کن نزار برم زندان
المایت میخکاست یچیزی بگه که دید دست ایزوکو داره تکون میخوره
المایت گفت بچه جون دیگه میخواد زنده شود
بچه ها من عکس المایت میزارم براتون باشه دارم خیلی زیاد دارم از این ورژن هالاوینی از همه چون گشودیم میاد نمیزارم امان از گشادی
ایزوکو چشماش باز کرد و گفت آخ...گردنم میسوزه
دستش زد به گردنش دید اصلا همه جا پر خونه دست کلا قرمز شوده
ایزوکو گفت خدا بگم چیکار نکنه گرگ بدمنش بجای گوشت علف میخوره
کاتسوکی آمد بالا سرش گفت تموم شود غرغر هات
ایزوکو یه جیغی میکشه
یهوی که بلند میشه سرش محکم میخوره به چونه کاتسوکی
کاتسوکی میگه چقدر سر مثل سنگ سفته
ایزوکو بلند میشه میشنه خون ریزی بیشتر از چیزی بود میشه
المایت گفت بچه جون فکر کنم دیگه مرد ....ماه کوش ماه
کاتسوکی گفت اونجاست ماه بالا سرت
المایت گفت شاید تونستم روحش کنم
بعد از ساعتی بعد ایزوکو چشمانش را باز میکنه انگاری از خواب هفت پادشاهی بوده
اومای گاد نگار یعنی دنیا خاکت کنن یکی نیست بیاد به من بگه نمکدون خیلی بی کارم آمدم دارن چرت پرت مینویسم الان من میریم به کل سناریو بعدش میام میبینم به پارت بعدی
نه خدای قرار از پارت ۲ خیلیییی خوب بشه نگار یعنی اعتماد به نفسی داری کا من ریدممم
همه باهم شینگیلی نانای شینگیلی نانای نانای خوب بچه نویسنده تون عقلش که نداره ولی بازم خب عقلش گم شوده باری باز گردانی عقلش صلواتت محمدی پسند نالم متون ساعت ۷ مد سه از اینا میگه دقیقا همونه خوب دیگه زیاد زر زدم بریم
ایزوکو انسان بسیار کیوت ناز بود بقیه فکر میکردن که با این شیرین قیافه که داره احتمالا باید خونشم شیرین باشه حالا بگذریم الان
ایزوکو آمد جنگل میخواست از رود خونه آب بره [ بچه ها اصلا دیگه ایده نزد به سرم همینو ازم بپذیرد گومن ]
که یه گرگ دید که انگاری میخواد حمله کنه دند ن های تیزش رو بیرون کشید
ایزوکو با کمال آروم بودن میرفت جلو و میگفت آخی چه گرگ خوشگلی انگاری وحشی هم هست
گرگ که دیگه از این رفتار ایزوکو خسته شوده بود پرید و گردنش گاز گرفت
خون همه جارو برداشته بود و یه بدن سرد رو زمین بود
گرگ به حالت نیمه انسانیش برگشت و دید چیکار کرده بود گفت با اینکارم میرم زندان
المایت هم آمد گفت کاتسوکی داری چیکار میکنی با این بچه چیکار داری آخه
کاتسوکی گفت فکر کردم خونش شیرین باشه واقعا خونش شیرین بود روحش کن نزار برم زندان
المایت میخکاست یچیزی بگه که دید دست ایزوکو داره تکون میخوره
المایت گفت بچه جون دیگه میخواد زنده شود
بچه ها من عکس المایت میزارم براتون باشه دارم خیلی زیاد دارم از این ورژن هالاوینی از همه چون گشودیم میاد نمیزارم امان از گشادی
ایزوکو چشماش باز کرد و گفت آخ...گردنم میسوزه
دستش زد به گردنش دید اصلا همه جا پر خونه دست کلا قرمز شوده
ایزوکو گفت خدا بگم چیکار نکنه گرگ بدمنش بجای گوشت علف میخوره
کاتسوکی آمد بالا سرش گفت تموم شود غرغر هات
ایزوکو یه جیغی میکشه
یهوی که بلند میشه سرش محکم میخوره به چونه کاتسوکی
کاتسوکی میگه چقدر سر مثل سنگ سفته
ایزوکو بلند میشه میشنه خون ریزی بیشتر از چیزی بود میشه
المایت گفت بچه جون فکر کنم دیگه مرد ....ماه کوش ماه
کاتسوکی گفت اونجاست ماه بالا سرت
المایت گفت شاید تونستم روحش کنم
بعد از ساعتی بعد ایزوکو چشمانش را باز میکنه انگاری از خواب هفت پادشاهی بوده
اومای گاد نگار یعنی دنیا خاکت کنن یکی نیست بیاد به من بگه نمکدون خیلی بی کارم آمدم دارن چرت پرت مینویسم الان من میریم به کل سناریو بعدش میام میبینم به پارت بعدی
نه خدای قرار از پارت ۲ خیلیییی خوب بشه نگار یعنی اعتماد به نفسی داری کا من ریدممم
همه باهم شینگیلی نانای شینگیلی نانای نانای خوب بچه نویسنده تون عقلش که نداره ولی بازم خب عقلش گم شوده باری باز گردانی عقلش صلواتت محمدی پسند نالم متون ساعت ۷ مد سه از اینا میگه دقیقا همونه خوب دیگه زیاد زر زدم بریم
- ۱۲۹
- ۲۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط