"ای که شعر دیگران را ساده از بر می‌کنی

"ای که شعر دیگران را ساده از بر می‌کنی
شعرهای من برای توست، باور می‌کنی"!؟
پای هر بیتَم، ردیفی؛ بی تو شعری ناقصم
حال من را با همین ابیات بهتر می‌کنی
وزن در افکار مخدوشم نمی‌گنجد ولی
چون تو می‌آیی ترازو را میسّر می‌کنی
می‌نشینی روبه‌رویم با همان چشم خمار
این غزلهای مکدّر را منوّر می‌کنی
من چگونه بازگویم مقصدم چشمان توست
من هلاک چشمهاتم، تیر را در می‌کنی؟
فکر اشعار بدون تو نبود و نیستم
از چه رویی خاطرم را هی مکدّر می‌کنی؟
هان، تویی که شعرهایم را برایت گفته‌ام
روز و شبها را کجا بی شعر من سر می‌کنی!؟
دیدگاه ها (۳)

وقتی تو نیستی تمام غم و غصه ها اینجاست غم و دردم تمامی ندارد...

اگر روزی خواستی گریه کنیمرا صدا بزنقول نمی دهم بتوانم بخندان...

ﮔﻔﺖ : ﺍﯼ ﺷﺎﻋﺮ ! ﺩﻟﯽ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﺭﯼﮔﻔﺖ : ﺩﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺯﻟﻔﻢ...

بزن ای ابرکم دلگیرم اینجابه بغض خاطره زنجیرم اینجابزن ای ابر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط