آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت¹⁷

ویو ات
ات:وایی آنا نمیدونی چی شد
آنا:چی شده
ات:شماها که اومدین من از هیجان خواستم داد بزنم که جیهوپ دستشو رو دهنم گذاشت و منو به خودش فشرد
در گوشش گفتم:برآمدی شلوارش رو حس کردم
آنا:دروغ نگوووووووووووو!! جیهوپ؟؟؟؟
ات:هیــــــس،اعضا بغلمونن
آنا:وای اره حواسم نبود،راستی آلیسا کجاست؟
ات:اون سرش بدجوری درد میکرد،تصمیم گرفت خونه بمونه و استراحت کنه
آنا:اوکی
ویو نویسنده
تهونگ و جیهوپ چون اسمشونو از زبون دخترا شنیده بودن،تمام حواسشون پیش اونا بود تقریبا نصف حرف های نامجون رو نمیفهمیدن
برنامه ریز اومد و تقریباً با صدای بلند رو به بچه ها گفت:خب خب،جیهوپ و ات امروز تمرین دنس دارین،تهیونگ هم برای عکاسی باید بره،آنا توعم با تهیونگ باید بریا،بقیه هم که میدونن باید چیکار کنن
بچه ها باشه ای گفتن اما کسی از درون این چهار نفر خبر نداشت،هرکدوم قلبشون به شدت تند میزد
برنامه ریز:الان بچه ها یه مشکلی پیش اومده شما میتونین تا دوساعت دیگه برین و به کاراتون به رسین،اما بعد دو ساعت اینجا باشین چون خیلی کار داریم
بچه ها باشه ای گفتن و هرکدوم به دنبال کار خود رفتن
آنا و ات به سمت خونه رفتن تا لباسشون رو عوض کنن،وقتی خونه رسیدن در رو یواش باز کردن که شاید آلیسا خواب باشه،که حدسشون درست بود و آلیسا تخت خوابیده بود
آنا پیراهن گلبه ای که تا بالای زانو بود پوشید و موهای موج دارش رو رها گذاشت و آرایش صورتی کرد
ات هم یه تیشرت و شلوار بگ پوشید و موهاش رو گوجه ای بست و آرایش محوی کرد

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

آیدل جذاب من پارت¹⁸ویو نویسنده دختر ها که آماده شدند به آرام...

آیدل جذاب منپارت¹⁹ویو آنابا تهیونگ به اتاق گریم رفتیم.روی صن...

آیدل جذاب منپارت ¹⁶ویو اتداشتم به سمت کمپانی میرفتم که یاد د...

آیدل جذاب من پارت¹⁵ویو تهیونگ سعی کردم به آنا برای لباساش یه...

آیدل جذاب من پارت⁹⁸ویو نویسنده همه دور میز شام نشسته بودند و...

A love that begins with jealousy ✨part22:ویو جیهوپ: بوسه ارو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط