تو کافی شاپ نشسته بودم یه دختره

تو کافی شاپ نشسته بودم یه دختره

اومد گفت ببخشید شما تنهایید ¿

یه پوز خند زدمو یه کام محکم از سیگار

گرفتم با یک صدای خسته و سنگین

گفتم خیلی وقته...

گفت پس من این صندلی رو ببرم اونور

صندلی کم داریم ...

نابود شدم میفهمی نابود
دیدگاه ها (۱)

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣27🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)(پانزده دقیقه از فهمید...

چند پارتی (درخواستی)

the lost leaves/رمان جیمین

پارت آخر

پارت ۲

رمان

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هوا بارونی بود و صدای بارون ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴¹ویو: جونگ‌کوکدو روز بود که نخواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط