نیکی کریمی

نیکی کریمی






گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت!
پرسیدند: چه می‌کنی؟
در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می‌ کنم و آن را روی آتش می‌ریزم!
حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می‌ آوری بسیار زیاد است و این آب فایده‌ای ندارد!
شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، اما آن هنگام که خداوند می‌پرسد: زمانی که دوستت در آتش می‌سوخت تو چه کردی؟
پاسخ میدهم: هر آنچه از من بر آمد...!!!
دیدگاه ها (۲)

رفیق! پیراهنم را بزن بالا،کمرم را دیدی؟نترس چیزی نیست،این ها...

دلشوره اگر هست تویی تو، صد خاطره در محفل من هست تویی تو، غیر...

پریناز ایزدیاردر این دنیای نامردی بدنبال چه میگردی؟ نگرد، بی...

بهاره کیان افشاردر ساحل قلب ها فقط ردپاي دوست ميماند وگرنه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط