ناگزیرترین حالتِ زندگی اینجاست که

ناگزیرترین حالتِ زندگی اینجاست که
ادامه دارد...
آدم‌ها می‌روند،
دلخوشی‌ها به پایان می‌رسند،
زمانه سخت می‌گیرد و دلیل محکمی برای خندیدن نمی‌ماند،
اما هر طلوع آفتاب، این واقعیتِ اجتناب‌ناپذیر را به صورتِ انکارِ آدم‌ها می‌کوباند که
"زندگی ادامه دارد".
رفتنی‌ها می‌روند،
ماندنی‌ها می‌مانند،
عزادارها رخت سیاهشان را بیرون می‌کنند،
دستی به موهایشان می‌کشند
و برای ادامه‌ی روزمرگی‌هایشان راهیِ جاده‌های پرپیچ‌و‌خمِ زندگی می‌شوند،
بلاها فرو می‌ریزند،
آدم‌ها زیر آوارها مدفون می‌شوند،
خودشان را بیرون می‌کشند،
می‌تکانند و با تمام درد،
ناگزیرند به ادامه،
ناگزیرند به فراموشیِ دیروزها و سرسپردن به امروزها...
واقعیت این است که ما ذرات معلقی در فضای بیکرانه‌ی روزگاریم
و مشکلات و احساسات و دردهایمان تاثیری روی جریان پیش‌رونده‌ی زمان ندارد!
اسب زمان،
بی‌تفاوت و دیوانه‌وار،
به پیش می‌راند و زندگی با تمام تلخی و شیرینی و خوبی و بدی‌اش،
در غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین حالتِ ممکن، ادامه دارد...
دیدگاه ها (۳)

....پارت دهم.....

پارت ۲۲ — تهیونگ، نه! تو نمی‌تونی همین‌طوری—— می‌تونم.صدایش ...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

......//برده ی زیبا//......

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 4 | راز مرد عنکبوتیاز اون شب چند روز گذشته بود.نیویو...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

Heir of Light and Darknesspart : 15تهیونگ از صبح ساکت شده بو...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇11_ امروز تولدمه، و تو فراموش کردی قرمز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط