Part

Part 14
ا،ت ویو
رفتم در و وا کردم و دیدم داخلش کلی لباس هست همه لباس ها پوشیده بودن بجز چنتا که قرمز بودن که فهمیدم جیمین این هارو بره چی خریده
😐🗿
یدونه از لباس ها و انتخاب کردم صورتی بود ولی بعد تصمیم گرفتم عوض کنم چون جیمین گفت مهمونی بره مافیا هاست و قطعاً همه مشکی می‌پوشم پس اگه من بیام یه لباس صورتی بپوشم خیلی تو چشم قرار می‌گیرم پس یه لباس مشکی برداشتم رفتم پیش جیمین یکم فیلم دیدیم بعد تو بغ،،ل هم خوابیدیم
صبح ویو ا،ت
از خواب بیدار شدم رفتم پایین دیدم جیمین نیست ناراحت شدم که جیمین پیشم نبود ولی رفتم صبحونه خوردم و رفتم که لباس پوشیدم و یه میکاپ کردم و رفتم پایین دیدیم جیمین با یه کت شلوار داره نگام می‌کنه واقعا جذاب شده بود
جیمین ویو
وقتی ا،ت و دیدم خیلی خوشگل و کیوت بود پس تصمیم گرفتم هر چه زود تر مال خودم بکنمش البته الآنم مال خودمه رفتم سمتش یه کیس رو ل،،،،،ب عاشق گذاشتم و دستشو گرفتم ا،ت نمیدونه براش چه نقشه ای دارم رفتم سوار ماشین شدم
جیمین: ا،ت
ا،ت: بله
جیمین : با هیچ پسری گرم نمی‌گیری باشه
ا،ت: چشم ددی
رسیدیم از ماشین پیاده شدم سریع رفتم درو برای ا،ت وا کردم و همه. نگاه ها و دوربین ها رو ما بود مشخص بود ا،ت خیلی استرس گرفته حالا اگه نقشه مو بفهمه چی میشه باهم وارد مهمونی شدیم که جولیا رو دیدم که داشت سمت منو ا،ت میومد که گفت
..........:جولیا
دیدگاه ها (۰)

Part 15 جولیا : میبینم یه زی،،،،ر خ،،وابی جدید پیدا کردی ا،...

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

Part 10ا،ت ویو یکی از نگهبان ها اومد و گفت لی سو حمله کرده(ن...

Part 3 ا،ت ویو چشمام وا شد دیدم روی یک تختم دست و پاک هم ب...

P¹زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/ت از خواب بیدار شدم بدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط