فقر...

فقر...

به نام خدا می خواهم انشاء بنویسم موضوع "فقر"

پدرم فقیر بود....

پدر بزرگم هم....

من فرزندی ندارم شاید...

شاید فقر تمام شود...

انشایت را بنویس پسرک میدانم خط اخر فقط برای کامل شدن مشق تو بود وگرنه تا دنیا

باقیست سطر اخر مشق بسیار ازکودکان همانند تو خواهد بود...
دیدگاه ها (۱)

از پسرک فقیر پرسیدند :تا بحال دروغ گفته ای ؟ پسرک گفت :دروغ ...

چشمان عروسکم را می گیرمنمی خواهم مثل من ببیند و حسرت بکشدمی ...

فال می فروشم نترس به ا ندازه بختم سیاه نیست یک دانه بخر شاید...

ساده بودم که تورا ساده تصور کردم / بعد لبخند تو با گریه تبسم...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

فقر...به نام خدا می خواهم انشاء بنویسم موضوع "فقر"پدرم فقیر ...

به نام خدا می خواهم انشاء بنویسم موضوع "فقر"پدرم فقیر بود......

خودش عاشقم کرد و حال اینگونه رسوا در برابر قدرتش متحیر! شاید...

خودش عاشقم کرد و حال اینگونه رسوا در برابر قدرتش متحیر! شاید...

در مدح ستایش خدای خوبانخدای خوب من خدای خوبانتو خوب مطلق هست...

رمان یادت باشد ۲۱۰

مي گوييم مادرم هر كه رفته سفر برگشته؛ پدر دوست من، پدر همساي...

باز برگشتم به نقطه سر خطنمیدانی چقدر خسته ام؟؟من که با خود ک...

گــاهی بـخاطـرش مــاندن را تــحمل کــن رفـتن از دسـت هــمه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط