پر از توام،

پر از توام،
بتکانی، بهار می ریزم ...

شکوفه در قدمت
بی شمار می ریزم...

شبیه شاعرپائیز،
برگ زده ام
به زیر پای تو،
بی اختیار می ریزم ...
دیدگاه ها (۱)

حاجی به ره کعبه و من طالب دیداراو خانه همی جوید و من صاحب خا...

مثل پیمانه ی می ؛ دست به دستم بردند گرچه صد بار به هر دست شک...

من از تو میگذرم ،با خودت کنار بیا شبیه شعله بخند و چو گل به ...

محبوب من اسم شما را صدا کردمباران چنان گرفت که اسم شما در کو...

بهار باشد یا تابستان یا زمستانوقتی تو می خندیانارها شکوفه می...

عاشقانه های شبنم درکنار رهبر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط