Satsujin

Satsujin



راه افتادم
_کجا میری
+ی جایی که باعث میشه درداتو فراموش کنی

ویو تهیونگ
بعد از 20 مین رسیدیم حرف خاصی نزدیم
رسیدیم کنار دریا ی ساحل خیلی خوشکل بود هیچ کسی نبود یجی با ذوق پیاده شد دوید سمت دریا من هنوز داشتم از تو ماشین نگاش میکردم:)
+ببینم میخای تا اخر عمرت اونجا بمونی پیشی زشت(لبخند
تهیونگ با خنده خنده از ماشین پیاده شد سمت یجی رفت گفت:عجبااااا ببین کی به کی میگه پیشی
+کی داشت گریه میکرد(خنده)
_یااااا سوءاستفاده نکن دیگ دختره پرو
یجی خنده ای کرد کنار دریا نشست باد خنک ارومی میومد
تهیونگ هم اومد کنار یجی نشست موج دریا تنها صدای اونجا بود:)
یجی دراز کشید داشت اسمون رو نگاه میکرد رو به غروب بود
تهیونگ ی دستشو گذاشت زیر سرش داشت غرق یجی شده بود غرق زیبایی هاش!
+میگم
_جانم
یهو یجی پرید روی تهیونگ و تهیونگو انداخت تو اب
_ یجییییی میکشمتتتتتتتتتت
یجی داشت از خنده جر میخورد
تهیونگ افتاد دنبال یجی
یجی داشت فرار میکرد
قشنگ ترین صحنه های زندگیش بعد از 2 سال بود>>>
_وایسااااا
+بابا عجب ادم عقده‌ای هستییییییی
خنده هاشون صدای دویدنشون صدای موج دریا تنها صدای های اونجا بود:)
تهیونگ بلخره تونست یجی رو بگیره توی 2 سانتی هم وایساده بودن
اون صحنه با غروب افتاب زیبا ترین لحظه
داشتن بهم نگاه میکردن همه چی رو فراموش کردن گذاشتن انتخاب خودشون باشه
تهیونگ کمر یجی رو گرفت
لبشو روی لب های یجی گذاشت
هردو همراهی میکردن چون انتخابشونه
اما برای همیشه شاید نه!


وقت اینو میخونید اهنگ تناسخ تتلو رو گوش کنید خداس>>>
گایز من مریضم یکم دیر گذاشتم👍
دیدگاه ها (۲)

به ارومی از هم جدا شدن توی چشمای هم نگا میکردن _کاش کاش همه ...

تهیونگ موهای یجی رو نوزاش میکردهردو اروم شده بودن_قول میدم د...

Satsujin_خ..ب تو از کجا میدونی اون پسره کشته شاید..شاید یکی ...

حرفی سخنی?!🔥

نام فیک: عشق/نفرتPart: 2تهیونگ رفت سمت مادرش . توی مغزش گفت:...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۴۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط