مانده ام حیران که چه باید کرد

مانده ام حیران که چه باید کرد
توراچگونه فراموش باید کرد
از یادم نمیروی حتی یک لحضه
با این عشق سوزان چه باید کرد
یک اشتباه کردم و دل تورنجید
برای رفع رنجش یار چه باید کرد
از رنجش تو این د ل نیز رنجید
اما چاره ای نیست چه باید کرد
من نادم و پشیمان زآن گناه
برای بخشیدن آن گناه چه باید کرد
من خواهان تو ام هنوز
اما تومیگویی بخششی نیست چه باید کرد
برای وصال خود بگو ای عزیز
این دل خسته ما چه نکرد که باید کرد
هرچه خوبیست را به یک گنه نمیسوزانند
گنه که به ناچار بود چه باید کرد
مانده ام در انتظار بخشش یار
آخر جز انتظار دگر چه باید کرد
دیدگاه ها (۴)

آخرین بحث پارت ۸

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :بسیاری وقتی با انبیا و...

صبح روز بعد، ات وقتی از اتاقش بیرون آمد، انتظار داشت مثل همی...

پارت ۱۸ — این بار نوبت یورا بوددرگیری بالاخره نزدیک صبح تمام...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

🦢 پارت بیست‌وسوم | چیزی که پنهان مانده بودسه روز از تصمیم جن...

فصل دومپارت بیست و پنجم | حقیقتی که همه‌چیز را تغییر دادجنگک...

معامله p11جونگ‌کوک دستش را از روی قلبش برنداشت.نفس‌هایش کوتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط