پدر گفت مادرت به آسمان ها رفته

پدر گفت: #مادرت به آسمان ها رفته
عمه گفت: مادرت به یک سفر دور و دراز رفته
خاله گفت: مادرت آن #ستاره ی پر نور کنار ماه است
دختر بچه گفت: مادرم زیر خاک رفته است!

عمه گفت: آفرین، چه بچه واقع بینی، چقدر سریع با مسئله کنار آمد!

دختر بچه از فردای آن دفن مادرش، هر روز پدرش را وادار می کرد او را سر قبر مادرش ببرد. آن جا ابتدا #خاک گور را صاف می کرد، بعد آن را آب پاشی می کرد و کمی با مادرش حرف می زد.

هفته ی سوم، وقتی آب را روی قبر مادرش می ریخت، به پدرش گفت: پس چرا مادرم #سبز نمی شود؟

#مادر_آسمانیم_یلدات_مبارک
#روزت_مبارک_ماه_آسمونم💔🥀
#ستاره_دخترونه_دلنویس_شخصی


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

‌ خدا را چه دیدی..!شاید این #زمستانطوری دیگر دوستم بداری..؟ج...

و مــــــا فراموش می شــــــویم!مثل تمام زمستان های که برف ن...

وای اگر آخرِ این قصه ی پائیز،#آذرش بی #طـو به یلدا برسد . . ...

"مفهوم شب #یلدا" یلدا از دو بخش "یل" به اضافه "دا" تشکیل شده...

نام فیک: مافیا جذاب منChapter: 1Part: 2حالا می سو این قول رو...

نام : مارتیکو پدر و مادری بی نامخواهر نداردبرادر : تاکیتونیم...

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد ، وقتی می گفتند : چرا دیر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط