تکپارتی

تکپارتی

دیدار دوباره
meeting again

ویو ات
الان چهار ماه هست با جیمین بهم زدم یعنی مامانم مجبورم کرد ازش جدا شم بعدش برم با پسر خالم تو رابطه باشم ولی من هنوزم عاشق جیمینم کاش میشد دوباره باهاش باشم از این ورم این کای ( پسر خالش ) گفته آماده باش امروز میریم بار حالم ازش بهم میخوره نمی‌خوام حتی صورتشو ببینم ولی مجبور بودم و گرنه مامانم بزور منو میفرست فرانسه منم نمی‌خواستم برم هعی دلم میخواد کای رو بکشم راحت شم از افکارم بیرون اومدم رفتم سمت کمد لباس شلوار و تیشرت گشاد برداشتم پوشیدم موهامو شونه زدم کیفمو برداشتم کفشامو پوشیدم دیدم کای زنگ میزنه
کای: سلام خوشگل خانوم
ات: سلام
کای: آماده شدی
ات: آره
کای: پس منتظرم بیا بریم
گوشیو قطع کردم گذاشتم تو کیفم رفتم پایین جلوی خونه بود با سردی و جدیت رفتم سمت ماشین در عقب ماشین رو باز کردم سوار شدم
کای: بیا جلو بشین
ات: نه
کای: نشنیدی
ات: میگم نه
کای: ات عصبانیم نکن بیا جلو بشین
ات: گفتم نه ( با داد)
کای : خیلی لجبازی راستی می‌خوایی با این لباس بیایی
ات: آره
کای: ولی بنظرم اصلا به جایی که میریم نمیخوره
ات: انتظار داری مثل هرزه ها لباس باز بپوشم
کای: من نگفتم هرزه ای
ات: حالا میری یا نه
کای: باشه بریم
ماشین رو روشن کرد تو کل حرف نزدیم جلوی بار وایساد پیاده شدم ماشین رو پارک کرد اومد سمتم خواست دستمو بگیره دستمو کشیدم
ات: فکرشو هم نکن
بدون منتظر جواب رفتم داخل بوی سیگار و الکل همه جا رو پر کرده دختر هایی با لباس های خیلی باز خودشونو به پسر ها میمالیدن کای دنبالم اومد رفتیم سر یه میز نشستیم ازش دور نشستم درست روبه روش
گارسون: خانوم و آقا چی میل دارین
کای: یه ویسگی 30 درصد
ات: سه شیشه ویسگی 90 درصد
گارسون: چشم
کای : ات مطمئنی می‌خوایی این همه الکل بخوری
ات: آره
به اطرافم نگاه کردم گارسون ویسگی ها رو آورد گذاشت رو میز رفت در یکی از شیشه ویسگی رو باز کردم ریختم تو لیوان همشو سر کشیدم سوزش معده حس کردم توجه نکردم به نوشیدن الکل ادامه دادم تا جایی که دو شیشه رو تموم کردم بلند شدم
کای : کجا میری
ات: میرم دستشویی
کای: منم بیام
ات: نه
کای : باشه مواظب باش
رفتم سمت دستشویی دست و صورتمو شستم تو آینه به خودم نگاه کردم دستمال کاغذی برداشتم دست و صورتمو خشک کردم خواستم از دستشویی برم بیرون یه پسر از بازوم گرفت به خودش نزدیک کرد
ات: چیکار میکنی تو کی هستی ولم کن
پسر ناشناس : چه دختر خوشگلی چرا تنهایی نمیخوایی پیش ددی بمونی
ات: چی میگی ولم کن
هلش دادم عقب ولی اصلا تکون نخورد
ات: ولم کن ( با داد)
دیدگاه ها (۸)

ادامه‌ی تکپارتی پسر ناشناس: بیبی اینطوری نکن میدونم‌ تو هم م...

عشق مافیایی Part 18ات: جیمین زود باش بده جیمین‌: به یه شرطی ...

عشق مافیایی Part 17ویو ات با نور خورشید چشامو باز کردم نور خ...

عشق مافیایی Part 16ات: باشه بابا برو بخواب شب بخیر جیمین: بد...

سلاااام اومدم پارت جدید تقدیم کنم ات ویو رفتیم خرید کای هم ا...

پارت ۴۳

#شش_پارتی#هیونجین#درخواستیp²وقتی میفهمه بارداری... ات بالا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط