«اسلاید بعد لباس تهیونگ»

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»
لتس گو؟؟
فایتینگ 🔮 🤞

(تابع قوانین ویسگون)

رمان:
«عموی ناتنی من»


Part:3

ویو«تهیونگ»
صبح با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم ، کش قوسی به بدنم دادم ،رفتم سرویس کارهای مربوطه رو انجام دادم لباس پوشیدم(عکس میدم) ، رفتم پایین
(علامت تهیونگ - علامت اجوما #)
-سلام ، صبح بخیر اجوما
#سلام پسرم صبح توهم بخیر
رفتم نشستم سر میز و کامل صبحونه خوردم ، بلند شدم از اجوما تشکر کردم و رفتم سوار ماشین شدم راه افتادم به سمت خونه داداشم (بابای ا/ت) چونکه می‌خوام درباره (.......) حرف بزنم (بنظرتون درباره ی کی میخواد حرف بزنه؟؟)......
رسیدم به خونشون ، بادیگارد ها و باز کردن ، ماشینو تو حیاط پارک کردن و رفتم زنگ درو زدم ، که شین هه (مامان ا/ت) درو باز کرد:
@خوش اومدی تهیونگ ، بیا تو
از در کنار رفت ، رفتم تو ، :
-ممنون ، اومدم سونگیون (بابای ا/ت) رو ببینم خونست
@اره خونست تو اتاق کارشه ، تو برو تو سالن بشین تا من برم صداش کنم که تو اومدی
ـ اوک
رفتم تو سالن نشستم که ....

ادامه دارد ...؟
امیدوارم خوشتون اومده باشه بیبی ها ❣️🎀🤭
دیدگاه ها (۲)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

پارت. 33

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

《برادره ناتنیم》(پارت ۲)ویو ا/توقتی تهیونگ اون حرف هارو زد ضر...

رمان: قلب در تاریکی

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط