میروی با فرق خونین سوی بازوی کبود

میروی با فرق خونین سوی بازوی کبود
شهر بی زهرا که مولا قابل ماندن نبود
با وضو آمد به سوی لیله الفرقت علی
ابن ملجم در شب احیا چه قرآنی گشود
دیدگاه ها (۳)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

می روی با فرق خونین پیش بازوی کبودشهر بی زهرا که مولا! قابل ...

میروی با فرق خونین سوی بازوی کبود شهر بی زهرا که مولا قابل ...

می‌روی‌بافرق‌خونین پیش بازوی کبودشهر بی زهرا که مولا! قابل م...

.▪️تهدمت والله ارکان الهدی▪️می روی با فرق خونین پیش بازوی کب...

یا امیرالمومنین (علیه السلام) می روی با فرق خونین پیش بازوی کبود شهر بی زهرا که مولا! قابل ماندن ن

با وضو آمد به قصد‌ لیله الفرقت #علیابن ملجم در شب احیا چه #ق...

با وُضـــــو آمد به قصد لَیلَةُ الفرقت علــــےابن ملجم در شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط