درخواستی
#درخواستی
#تکپارتی
وقتی ۱۲ سال ازت بزرگتره.......
تو و هیونجین یک سال بود که باهم قرار میزاشتین و تو ۱۶ سالت بود و هیونجین ۲۸ سالش بود که خانواده هاتون بخاطر تفاوت سنی زیادتون مخالف قرار گذاشتنون بودن ولی کو گوش شنوا؟؟؟
ویو ا/ت
خانواده ی منو هیونجین امروز صبح رفته بودن سفر و قرار بود هفته ی دیگه برگردن و هیونجین هم بهم پیشنهاد داد و گفت که شب رو برم پیشش منم حاضر شدمو بخاطر اینکه سورپرایزش کنم قراره ۲ ساعت زودتر برم
(نکته: خانواده ی ا/ت با خانواده ی هیونجین دوستن و هیونجین و ا/ت هم از رابطه ی خانواده هاشون باهم آشنا شده بودن)
ویو هیونجین
چون میدونستم که ا/ت همیشه درحال سورپرایز کردن منه منم تصمیم گرفتم سورپرایزش کنم
با فهمیدن موضوع اینکه قراره زودتر بیاد مشغول چیدن میز غذاخوری بودم که زنگ در به صدا دراومد درو بازم کردم که دیدم ا/ت جلوی دره و با لبخند بهم خیره شده
+سلام عشقمم
_سلام کوچولوی من
محکم بغلش کردمو و هدایتش کردم به داخل خونه
+اوووو ببین آقای هوانگ چه کرده همرو دیوونه کرده
_(خنده) کاری که نکردم
+میگم اینا(اشاره به غذا) همش بهم میگن که بیا مارو بخور بخورمشون؟
_ باشه ولی بعدش باید یچیز دیگه رو هم بخوری(شیطنت آمیز)
+منحرف
_باشه؟
+حالا دربارش فکر میکنم
رفتیم و نشستیم سر میز و شروع به خوردن غذا کردیم بعد از تموم شدن غذامون رفتیم و یه فیلم دیدیم و بعدش هم یکم گیم زدیم دیگه طاقت نداشتم هرچه زودتر بدن ا/ت رو میخواستم پس دسته ی بازی رو پرت کردم روی مبل و ا/ت رو براید بغل کردم و رفتیم سمت اتاق، ا/ت توی این مدت حرفی نمیزد وقتی رسیدیم ا/ت رو پرت کردم روی تخت و شروع به خیس بوسیدنش کردم
ویو راوی
ا/ت دکمه های لباس هیونجین رو باز کرد و اونو از تنش خارج کرد و بعد هیونجین برای اکسیژن گرفتن از ا/ت جدا شد پیراهنشو از تنش دراورد و بعد سوتینشو....
از دوباره لبای ا/ت رو به بازی گرفت
این دفعه ا/ت روی هیونجین خیمه زد بوسیدش اونقدری ادامه دادن که حالا هردوشون لخت بودن و هیونجین آماده بود تا اون عضو متورم شدشو وارد ا/ت کنه تا خواست کارشو شروع کنه ا/ت دستشو به معنی صبر کردن گرفت
+میشه آروم انجامش بدی؟ هرچی نباشه این اولین باریه که قراره امتحانش کنم
_باشه نگران نباش
هیون اروم عضوشو وارد ا/ت کرد که ناله ای کرد کمی صبر کرد تا بهش عادت کنه البته که عادت کردن بهش سخت بود تقریباً بعد از ۱ مین شروع به تلمبه زدن کرد ضربه هایی که میزد ملایم ولی سنگین بود اولش درد زیادی داشت ولی بعدش تمام ناله هایی که از دهن هردوشون خارج میشد از سر لذت بود.......
#تکپارتی
وقتی ۱۲ سال ازت بزرگتره.......
تو و هیونجین یک سال بود که باهم قرار میزاشتین و تو ۱۶ سالت بود و هیونجین ۲۸ سالش بود که خانواده هاتون بخاطر تفاوت سنی زیادتون مخالف قرار گذاشتنون بودن ولی کو گوش شنوا؟؟؟
ویو ا/ت
خانواده ی منو هیونجین امروز صبح رفته بودن سفر و قرار بود هفته ی دیگه برگردن و هیونجین هم بهم پیشنهاد داد و گفت که شب رو برم پیشش منم حاضر شدمو بخاطر اینکه سورپرایزش کنم قراره ۲ ساعت زودتر برم
(نکته: خانواده ی ا/ت با خانواده ی هیونجین دوستن و هیونجین و ا/ت هم از رابطه ی خانواده هاشون باهم آشنا شده بودن)
ویو هیونجین
چون میدونستم که ا/ت همیشه درحال سورپرایز کردن منه منم تصمیم گرفتم سورپرایزش کنم
با فهمیدن موضوع اینکه قراره زودتر بیاد مشغول چیدن میز غذاخوری بودم که زنگ در به صدا دراومد درو بازم کردم که دیدم ا/ت جلوی دره و با لبخند بهم خیره شده
+سلام عشقمم
_سلام کوچولوی من
محکم بغلش کردمو و هدایتش کردم به داخل خونه
+اوووو ببین آقای هوانگ چه کرده همرو دیوونه کرده
_(خنده) کاری که نکردم
+میگم اینا(اشاره به غذا) همش بهم میگن که بیا مارو بخور بخورمشون؟
_ باشه ولی بعدش باید یچیز دیگه رو هم بخوری(شیطنت آمیز)
+منحرف
_باشه؟
+حالا دربارش فکر میکنم
رفتیم و نشستیم سر میز و شروع به خوردن غذا کردیم بعد از تموم شدن غذامون رفتیم و یه فیلم دیدیم و بعدش هم یکم گیم زدیم دیگه طاقت نداشتم هرچه زودتر بدن ا/ت رو میخواستم پس دسته ی بازی رو پرت کردم روی مبل و ا/ت رو براید بغل کردم و رفتیم سمت اتاق، ا/ت توی این مدت حرفی نمیزد وقتی رسیدیم ا/ت رو پرت کردم روی تخت و شروع به خیس بوسیدنش کردم
ویو راوی
ا/ت دکمه های لباس هیونجین رو باز کرد و اونو از تنش خارج کرد و بعد هیونجین برای اکسیژن گرفتن از ا/ت جدا شد پیراهنشو از تنش دراورد و بعد سوتینشو....
از دوباره لبای ا/ت رو به بازی گرفت
این دفعه ا/ت روی هیونجین خیمه زد بوسیدش اونقدری ادامه دادن که حالا هردوشون لخت بودن و هیونجین آماده بود تا اون عضو متورم شدشو وارد ا/ت کنه تا خواست کارشو شروع کنه ا/ت دستشو به معنی صبر کردن گرفت
+میشه آروم انجامش بدی؟ هرچی نباشه این اولین باریه که قراره امتحانش کنم
_باشه نگران نباش
هیون اروم عضوشو وارد ا/ت کرد که ناله ای کرد کمی صبر کرد تا بهش عادت کنه البته که عادت کردن بهش سخت بود تقریباً بعد از ۱ مین شروع به تلمبه زدن کرد ضربه هایی که میزد ملایم ولی سنگین بود اولش درد زیادی داشت ولی بعدش تمام ناله هایی که از دهن هردوشون خارج میشد از سر لذت بود.......
- ۱۵.۹k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط