بی تو هر شب غمتو به خلوت خودم می بردم

بی تو هر شب غمتو به خلوت خودم می بردم
خبری از تو نبود و لحظه ها رو می شمردم
وقتی شب سحر میشد به بیقراری
خودمو به دست گریه می سپردم
گله و شکایتی از تو به لب نمی آوردم
تو به یاد من نبودی اما من واسه ات می مردم
اما من واسه ات می مردم واسه ات می مردم
من تو رو از تو میخواستم که به عشقت
در دنیا رو به روی خود ببندم
تو منو مثل یه بازیچه میخواستی
که واسه ات گریه کنم واسه ات بخندم
اما من واسه ات می مردم
اما من واسه ات می مردم واسه ات می مردم
یه شبی بی تو تو دفترچه قلبم
اونجا که آخر عشق و سر گذشته
زیر اسم خودمون واسه ات نوشتم
راست میگی که اون گذشته ها گذشته
تو منو با دریا دریا اشک چشمام نمی خواستی
آخه تو بیشتر از اون گریه ی من گریه می خواستی
تو منو مثل یه بازیچه میخواستی
اما من واسه ات می مردم
اما من واسه ات می مردم واسه ات می مردم
یه شبی بی تو تو دفترچه قلبم
اونجا که آخر عشق و سر گذشته
زیر اسم خودمون،واسه ات نوشتم
راست میگی که اون گذشته ها گذشته
تو منو با دریا دریا اشک چشمام نمی خواستی
آخه تو بیشتر از اون گریه ی من گریه می خواستی
تو منو مثل یه بازیچه میخواستی
اما من واسه ات می مردم
اما من واسه ات می مردم واسه ات می مردم
دیدگاه ها (۰)

بابا ....دلتنگی های من برای تو تمام شدنی نیست یه وقتایی دلتن...

باباجونمخیلی دلتنگ شده ام..برای توبرای دیروزهای کمی ڪه باتوگ...

در این پنجشنبه یادی کنیم از همه اموات و درگذشتگان بخصوص پدر...

PT/4      ات مهربون: مامان و بابا کار دارن باید برن تو با دا...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ات : هیچی ممنون و من...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹ کوک  : سلام جوجه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط