پدرم گفت.پسرجان به کسی دل ندهی.

پدرم گفت.پسرجان به کسی دل ندهی.


دل که نه.حضرت بانوسروجان رابرده ست
دیدگاه ها (۴)

کبریت بزن،هستیِ ویران شده ام را.. این قلعه،پس از رفتن دل،تحف...

می شودچشم ببندی و نگاهم نکنی؟ من خجالت نکشم. آنچه نبایست کنم...

میشود من به هوای تو کمی مست کنم؟ بوسه برچشم تووهرچه درآن ...

دل دادم و دل بستم و دلدار نفهمید.رسوای جهان گشتم و آن یار نف...

_؛ جان امانتی ست که باید به جانان رسد،اگر خود ندهی میگیرند،ف...

مردی ان نیست ک هر روز دلی را ببری مردی ان است که یک دل ببری ...

عشق از در و دیوار می آید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط