گفتی که به روزِ عجز، دستت گیرم

گفتی که به روزِ عجز، دستت گیرم
عاجزتر از این مخواه که اکنون هستم...
دیدگاه ها (۱)

یکی به این صندلی سردبگوید:بیهوده نشسته ای...آن که میخواست بی...

اما تنها تو بودیکه به من آموختیهیچ چیز را سخت نگیرمبه جز دست...

بیخیالِ زمین...حواستان جمعِ دلِ آدمهایی باشد کهشاید ناخواسته...

دقیقه ی آخرپاییز , تقویم را معطل می کند شاید،برگردی...یلدا ،...

گیرم که مرا به حیله ای آزردی در جنگ خیالیت مرا هم بردی یک رو...

من کیستم

ولی من عاشق این آهنگشون هستم و روز به روز علاقم بهش بیشتر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط